ولایت، مسئلهای عقلانی؛ نه تعبّدی
6آن روایت معلّی بن خُنیس هم که میگوید: «در نوروز فلان کار را انجام بدهید، در نوروز کشتی نوح بر کوه نشست، در نوروز خدا زمین را خلق کرد، در نوروز فلان شد و....» خرافات است و کسی که با یک نظر بَدوی به این روایت نگاه کند، به مجعول بودن آن پی میبرد.1
روایت صحیح روایت امام کاظم علیه السلام است. منصور دوانیقی به رسم ایرانیها این ایام را عید میگرفت و مجالس برپا میکرد و بار عام میداد و به مردم صله میداد. امام کاظم علیه السلام در مدینه بودند. منصور بهدنبال حضرت فرستاد که «یا ابنرسولاللَه، به دیدن ما نمیآیی؟!» حضرت در جواب فرمودند:
«إنّی قد فَتَّشتُ الأخبارَ عن جَدّی رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فَلَم أجِد لِهذا خَبَرًا، و إنّه سُنّةٌ لِلفُرسِ و مَحاها الإسلامُ، و مَعاذَ اللَه أن نُحییَ ما مَحاهُ الإسلام!2
”من اخبار جدّم را تفحّص و تفتیش کردم و برای این عید اثری ندیدم. این مسئله [از آداب و رسوم پارسیان و] از جمله مسائلی است که اسلام آن را محو کرده است و معاذاللَه از اینکه ما احیا کنیم آنچه اسلام محو کرده است!“»
ببینید، لحن روایت نشان میدهد که از امام معصوم است؛ مگر اینکه ما سر خود را پایین بیندازیم و مانند کبک در برف فرو کنیم! آن یک مطلب دیگری است. این عبارت، عبارت و کلام معصوم است، ولی حالا ما میآییم و این روز را عید و جشن میگیریم؛ چون در بیابان علف درآمده است و چون زمین یک دور به دور خورشید چرخیده است! خب میخواهم نچرخد! چرخیدن و نچرخیدن زمین چه ارتباطی با من دارد؟! من باید عبادتم را بکنم، حالا چه زمین بچرخد و چه ثابت باشد! من باید کارم را انجام بدهم، حالا چه زمین بخواهد بگردد و یا نخواهد بگردد! مگر ما برای گردش قمر به دور خورشید یا حرکت منظومۀ شمسی در این کهکشان جشن میگیریم؟! خب بالأخره ما هم جزء منظومۀ شمسی هستیم! آیا این جشن گرفتن و شادی کردن دارد؟! و بعد هم مسائل و تبعات دیگر که اصلاً بهطور کلی وضع و زیربنای فرهنگ یک جامعه تغییر پیدا میکند و به خرافات و مسائل غیر اخلاقی میپردازد.
- رجوع شود به نوروز در جاهلیت و اسلام، ص ١١٥ ـ ١١٨.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السلام، ج ٤، ص ٣١٨.

