حقیقت خیر و شر و نسبیت آن
7پس زنبور، یک سازمانی دارد که یکی از ارکان وجودیاش زهر است، و این زهر عین خیر محض است برای او؛ زهر عقرب خیر است برای او؛ زهر مار خیر است برای او؛ پنجه و دندانهای نیش پلنگ و شیر، خیر است برای او؛ خیر نیست برای او؟! اگر ما پنجه و دندانهای نیش پلنگ را بگیریم، آن حیوان از گرسنگی میمیرد؛ [پس] برای او خیر است!
تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز
منتها ما میخواهیم خیر را مطلق حساب نکنیم، خیر را براساس منفعت و ضرّ خودمان اندازه بگیریم و میگوییم: این بد و آن خوب است. شما این نسبت را بردارید و حساب من و تو نباشد، ببینیم باز هم این حرف را میزنیم؟! آنوقت دیگر عنوان خوبی و بدی بهکلّی برداشته میشود، همۀ پرتقالها خوب میشوند؛ و همۀ پارچههای یک متر و دو متر و پنج متر، خوباند؛ و همۀ اَلوارهایی که ما میرویم میخریم، چه یک الوار، چه دو الوار، چه به شکل در ساخته باشد، چه نباشد، اینها همهاش موجود است و همهاش خیر محض است.
بچّهای که از مادر متولّد میشود و کمبود دارد و ما میگوییم عقبافتاده است، به نظر ما نسبت به بچّههای دیگر عقبافتاده است، لذا میگوییم: بد! امّا به اصلش هم میتوانیم بگوییم؟! هزار نفر هستند که اصلاً ما را بد میدانند، میگویند: اینها انسانهایی عقبافتاده هستند! مثلاً علاّمه حلّی و شیخ مرتضی انصاری را بد میدانند، میگویند: اینها عقبافتادهاند! چرا این انسان با این کمالش به آن درجه از أعلیٰعِلّیین نرسید؟! چرا تمام اینها مثل پیغمبر اکرم نشدند؟! پس همۀ اینها بد هستند!
پیدایش عنوان «بدی» در مقام مقایسه، نه مطلقنگری
وقتی میخواهید قیاس کنید، همه چیز عنوان «بد» میشود؛ دیگر خوب در عالم نمیماند. ولی انسان این قیاس را باید بردارد، هر موجودی را در رتبۀ خودش حساب کند. این بچّۀ عقبافتاده، در کانون فکری و ذهنی و وجودی خودش وجود است! عین یک سلّول اوّلیه (تک سلّول) او یک وجودی دارد، سعۀ وجودیاش فقط این است که تبدیل به دو سلّول بشود، اصلاً بیش از این نمیتواند؛ دو سلّول میشود چهار سلّول، و آن میشود هشت سلّول و همینطور جلو میآید. و این بچّۀ کوچک که عقبافتادگی دارد، در اصل وجود خودش وجود است، منتها وجودِ این شکلی است؛ ما او را به صورت یک مرغ کوچکی میبینیم که نقّاش، نقّاشی کرده است، میگوییم که: این از آن مرغ بزرگی که نقّاشْ نقّاشی کرده، کوچکتر است؛ این عقب افتاده است. نقّاش به ما میگوید: این فضولیها چیست؟! نقص و عیب نبین! اینکه میبینی یک فرع صحیح و درست است. این در رتبهای است در حدود خودش! در کینونتِ ذات خود و در وجود خودش هیچ نقصی ندارد؛ چون موجود است! تمام موجودات هم همینطورند.

