حقیقت خیر و شر و نسبیت آن
3ما فکر میکنیم و میبینیم که این پرتقال راست میگوید، این بد نیست، این به تمام معنا خوب است و وجود است، ولی وجود هفتاد و پنج گرمی است؛ آن پرتقال درشت، وجود صد گرمی است، صد و پنجاه گرمی است. و تمام موجودات، همه در عالمْ مختلفند. یعنی خداوند علیّأعلیٰ به هر موجودی که وجود داده، یک شکل وجود داده است؛ یکی قد بلند است، یکی قد کوتاه است؛ یکی سرخ است، یکی سفید است؛ یکی چشم درشت، یکی چشم کوچک است؛ یکی میتواند صد کیلو گرم بار را از زمین بلند کند، یکی پنجاه کیلو؛ همۀ اینها در رتبۀ خودشان حُسنِ محض است، عیب نیست!
عنوان «بد»، مفهومی برای ارائۀ حدودِ وجودات خارجیّه
عین اینکه شما دوتا آقازادهتان را با خودتان میبرید بازار که جنس بخرید، به دست این آقازادهتان که دو ساله است مثلاً یک جنس و یک شیشه شیر میدهید و میگویید تو بیاور؛ به آقازادهای که بزرگتر است بار بیشتر میدهید، تکلیفش را بیشتر میکنید؛ حالا میتوانیم بگوییم: این آقازادۀ کوچک، خراب است، معیوب است، شرّ است، ضرّ است، چون نمیتواند بار زیاد حمل کند؟!
این بچّهای که به مدرسه رفته و در کلاس سه و چهار ابتدایی است و جمع و تفریق یاد میگیرد، چون مثلاً نمیتواند معادلات درجۀ سه را حل کند، بد است، خراب است، فلان است؟! آیا همچنین حرفی میتوانیم بزنیم؟! ابداً نمیتوانیم این حرف را بزنیم! پس عنوان بد، یک مفهومی است برای ارائۀ حدودِ وجودات خارجیّه.
ما میگوییم عرض و طول این لیوان، یک سانتیمتر است، یعنی دو سانتیمتر نیست؛ نه اینکه عدمِ دو سانتیمتر یک تحقّق خارجی است و ما این عنوان عدم را برای نشان دادن آن معدومی که در خارج موجود است، اطلاق میکنیم! تعبیر «معدومی که درخارج موجود است» غلط است! چون میگوییم معدوم، معدوم موجود نیست. پس «معدومی که موجود است» یعنی چه؟!
منظور از اتّحاد و اختلاف ائمّه با همدیگر

