در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان

دارای مراتب بودن معرفت و عدم احاطۀ ملائکه بر همۀ جهات وجودی انسان

14649
نسخه عربی

عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیم

  • ألحمدُ للّه ربِّ العالَمین 

  • و الصّلاةُ و السّلامُ علیٰ سیِّدِنا و نبیِّنا و حبیبِ قلوبِنا

  • و طبیبِ نفوسِنا أبِی‌القاسمِ المصطفیٰ محمّد

  • و علیٰ آلِه الطّیّبینَ الطّاهرین

  • و اللّعنةُ علیٰ أعدائِهم أجمعین

  •  

  •  

  • قالَ اللهُ تعالیٰ فی کتابِه:

  • ﴿إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّي خٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ * فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سٰجِدِينَ * فَسَجَدَ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ * إِلَّآ إِبۡلِيسَ ٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكٰفِرِينَ * قَالَ يَـٰٓإِبۡلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسۡجُدَ لِمَا خَلَقۡتُ بِيَدَيَّ أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ﴾1

  • نثار روح مطهّر سیدالشهدا علیه السلام و اهل‌بیت و اصحاب آن حضرت صلواتی هدیه بفرمایید!

  • أللَهمّ صلِّ علیٰ محمدٍ وآلِ محمدٍ

  • تحقق عالم خلقت براساس مراتب و درجات

  • عرض شد برحسب قانون مقرر نظام احسن خلقت، سلسلۀ نزول فیض پروردگار برحسب درجات و مراتبی تحقق پیدا می‌کند. سنخیّت بین علت و معلول در این جهت باید لحاظ شود. شدت و ضعف عوالم ربوبی و قوّت و ضعف کل عوالم امکان، اقتضاء می‌کند که برای وجودِ نورِ وجود، مراتبی طی شود و هر کدام یک از این عوالم، علت برای اقامۀ معلول خود واقع شود. و بنا بر رأی آقایان، طفره محال است.2و3 [طفره] یعنی بدون در نظر گرفتن واسطه یک علت قوی، در معلول ضعیف تأثیر بگذارد. این محال [و] موجب از بین رفتن معلول است و معلول [برای ارتباط] با علت اقوایِ خود در مرحلۀ مافوق، به واسطه و علت قوی در مرحلۀ مافوقِ خودش نیاز دارد. و شرح این قضیه دیروز بیان شد که چطور اگر من‌باب‌مثال ملَک مقرّبِ پروردگار بخواهد علم و فیضی را نسبت به ما اجرا کند، حتماً نیاز به قوای مادون خود دارد تا اینکه از آن شدتِ وجودی کاسته شود و [آن علم و فیض] درخور استعداد و تحملِ نفوس ما واقع شود. این قضیه دیروز بیان شد.

  • شرط اثرگذاریِ ملائکۀ مدبّر عالم در موجودات

  • قاعده‌ای است که می‌فرماید: «فاقدُ الشیءِ لایکونُ مُعطیاً له؛4 هرچیزی که فاقد چیزی است و چیزی را ندارد، نمی‌تواند آن چیز را از خود تراوش کند.» من که در جیبم پول نیست، نمی‌توانم پول بدهم‌؛ من که علم و سواد ندارم، نمی‌توانم مطلبی بیاموزم [یاد بدهم]؛ امکان ندارد. من که سخا و بخشش و جود ندارم، بخشش و جود از من متمشّی نمی‌شود؛ من که قوای عاقله و دَرّاکه ندارم، یک مسئله را نمی‌توانم حل کنم. و روی همین لحاظ، هرچیزی که می‌بینید از شیئی تراوش پیدا می‌کند، قاعدتاً باید از همان چیز در آن شیء وجود داشته باشد.

    1. سورۀ ص (38) آیات 71 ـ 75. ترجمه:
      «به‌ياد آور آن زمان را كه پروردگارت به ملائكه گفت: ”من بشرى از گل خواهم آفريد. متوجه باشيد كه وقتی من او را مقدَّر کردم و به‌اندازه درآوردم و از روح خود در او بدميدم، همگى برايش به سجده بيفتيد.“ پس ملائكه همه سجده كردند. مگر ابليس كه تكبّر كرد؛ چون از پيش كافر بود. خداى تعالى فرمود: ”اى ابليس چه بازت داشت از اينكه براى كسى سجده كنى كه من خود او را به [دو] دست خود آفريدم؟ آيا تكبر كردى يا واقعاً بلند مرتبه بودى؟“» (محقق)
    2. به‌طور کلی در علم کلام و فلسفۀ الهی به اثبات رسیده است که طفره محال عقلی و باطل است؛ مثل اینکه شخص از دنیا به عالم قیامت برود بدون اینکه وارد عالم برزخ شود و آن را طی کند. 
      مرحوم آیت‌الله مطهری می‌گوید: 
      «گذشتگان فلاسفه گفته‌اند: ”طفره در حرکت محال است.“ و آن این است که متحرک بی‌آنکه قطعه‌ای از قطعات حرکت را بپیماید، قطعۀ سابق وی را به قطعۀ لاحق بپیوندد؛ مثلاً حرکتی که مرکّب از ده قطعه می‌باشد، قطعۀ اول را به قطعۀ دهم پیوند دهد بی‌آنکه هشت قطعۀ وسطی را پیموده باشد.» (مجموعه آثار شهید مطهری، ج 6، ص 841) (محقق)
    3. جهت اطلاع بیشتر پیرامون تعریف طفره و بطلان آن، رجوع شود به اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 4، ص 155.
    4. رجوع شود به شرح المنظومه، ج 4، ص 267 و تعلیقۀ 29 ص 276.