در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان

دارای مراتب بودن معرفت و عدم احاطۀ ملائکه بر همۀ جهات وجودی انسان

14649
نسخه عربی

عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان

5
  • ملائکه به این مقدار که از کار خودشان مطّلع بودند، به همان مقدار به خدا اعتراض کردند. تا ‌مقداری که کار به ‌دست خودشان بود، در انسان عقل و قوای غضبیّه و شهویّه و قوایی که برای بقای انسان در این عالم به آن نیاز است قرار دادند. [چون] فهمیدند چه در انسان گذاشته‌اند و آن قوایی که در انسان هست چه مسائلی را در پی خواهد داشت، اینها را فهمیدند، شروع کردند به خدا اعتراض  کردن؛ تا اینجا اعتراض آنها درست. اگر آن حقیقت و ذات پروردگار در ذات انسان به ودیعت قرار داده نشده بود، اعتراض ملائکه صحیح بود؛ چون ملائکه عالِم بودند و اطلاع داشتند. ولی از اینجا به بعد پروردگار می‌گوید تمام این کارهایی که شما انجام دادید همه درست، ولی یک کار به دست من است [که] شما انجام ندادید: ﴿قَالَ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾؛ «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.» یعنی شما حامل این قوا [نیستید] و در تحتِ سعۀ شما نبوده است که این [قوا] را در وجود آدم قرار دهید. به همین لحاظ اعتراض شما وارد نیست.

  • بنابراین چون جمیع صفات پروردگار که از مرحلۀ ذاتْ مادون است و اسمائی که خود ملائکه مسمّای به آن اسماء بودند، در وجود ملائکه قرار داشت [ولی] این جهت در آنها نبود، لذا پروردگار به‌خاطر همین جهت به ملائکه امر می‌کند: ﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سٰجِدِينَ﴾.

  • اعتراض ابلیس و عدم سجدۀ او بر آدم

  • ابلیس در اینجا اعتراض کرد؛ چون می‌داند انسان و خصوصیات او و قوایی که در او قرا داده شده، چیست و می‌بیند تمام آنچه پروردگار در انسان قرار داده، در ابلیس هم هست [و] وجود دارد. اگر خدا به او وجود داده، به ابلیس هم وجود داده؛ [اگر] در او قوایی هست، در ابلیس هم قوایی هست. در آیه‌ای از قرآن داریم: ﴿قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ﴾،1 و نار از طین بالاتراست؛ تجرد و جنبۀ وجودی نار از تجرد و جنبۀ [وجودی] طین بالاتر است. [ابلیس] فقط به جهت وجود مادی نظر داشت؛ لذا اعتراض کرد که مقام اشرف نمی‌تواند به مقام مادون تنزّل پیدا کند؛ مقام ارجح نمی‌تواند به مقام راجح رکوع و سجود پیدا کند؛ مقام افضل نمی‌تواند به مقام مفضول کرنش پیدا کند. من از آتشم و قوای آتش و حرارت و ناریّت در من قرار داده شده؛ [ولی] او از خاک است و قوای مادی در او قرار داده شده؛ بنابراین من بالاترم. و برتری اقتضا می‌کند که انسان [و وجود برتر] در مقابل پایین‌تر و مادون کرنش بجای نیاورد و اعتراضش هم درست است.

    1. سورۀ اعراف (7) آیۀ 12؛ سورۀ ص (38) آیۀ 76. الله‌شناسی، ج 3، ص 123:
      «ابلیس گفت: ”من نسبت به او مورد برگزیدگی و انتخاب و اختیار هستم! تو مرا از آتش خلق کردی و او را از گِل!“»