عدم اطلاع ملائکه از سرّ الهی در ذات انسان
4لذا همانطور که عرض شد ملائکه تا مرحلۀ ﴿نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾ در خلقت انسان شرکت دارند؛ این مطلب بهجای خودش محفوظ. ملائکه در تغییر و تطوّرات انسان شرکت دارند؛ از خاک و آب و گل، انسان میسازند؛ قوای عالمِ دنیا [را] در انسان قرار میدهند؛ به انسان عقل و شعور و ادراک و قوۀ شهویه و غضبیه میدهند؛ به انسان رحمت و رأفت عنایت میکنند؛ به انسان آنچه موجب بقاء حیوانی او در این عالم است اعطا میکنند؛ تمام اینها درست. اما ملائکهای که از عالم خلقاند، دیگر احاطه بر سرّ و ذات پروردگار ندارند. آنها معلول هستند و پروردگار علت آنهاست.
بنابراین در اینجا میبینیم که پروردگار فرمود: ﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سٰجِدِينَ﴾؛ «[وقتی] از روح خودم در او دمیدم ـ که دیگر دمیدن روحِ من از تحت قدرت شما خارج است ـ ﴿فَقَعُواْ لَهُۥ سٰجِدِينَ﴾ به او سجده کنید.» در اینجا این افاضۀ روح، از طرف خود پروردگار تعلق میگیرد و در ملائکه از سرّ و روح پروردگار قرار داده نشده است؛ چون اگر در ملائکه هم همان سرّ و ذات و حقیقت و روح پروردگار وجود داشت، به پروردگار خطاب و عرض نمیکردند: ﴿أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾.1
اگر ملائکه حامل این قضیه بودند و میدانستند که این بشری که پروردگار او را خلق میکند دارای چه حقیقتی است و آنها بر این نکته اطلاع داشتند، دیگر برای آنها جای اعتراض باقی نمیماند. چنانکه پس از اینکه پروردگار، انسان را خلق کرد و آفرید و آنها فیالجمله از آن حقیقتی که خدا در ذات انسان قرار داده اطلاع پیدا کردند، (مثل همین زمان که [من] با شما صحبت میکنم) دیگر ملائکه نمیتوانند به خدا اعتراض کنند؛ چون فیالجمله فهمیدند این بنیآدم همانهایی هستند که خدا حقیقت و روح خودش را در ذات آنها قرار داده است و این اعتراضِ ملائکه مربوط به عالَمِ جهل و عدم علم آنها است. بهواسطۀ اینکه این انسان یک انسان مادّی است و لازمۀ ماده بودن این است که در او قوای حیوانی قرار داده شود و قوای حیوانی قوایی است که باعث تضاد و تنازع در عالم بقاء میشود.
- سورۀ بقره (2) آیۀ 30. امامشناسی، ج 11، ص 151:
«آیا تو در روی زمین کسانی را قرار میدهی که فساد کنند و خونها بریزند؟ درحالیکه ما تو را به حمد خودت تسبیح میگوییم و تو را تنزیه و تقدیس مینماییم. خداوند به آنها گفت: ”من چیزی را میدانم که شما نمیدانید.“»
- سورۀ بقره (2) آیۀ 30. امامشناسی، ج 11، ص 151:

