روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی
8من از طرف پروردگار مأمورم که با سههزار مَلَک، اطراف و اَکناف تو را داشته باشیم؛ از هیچکس نگرانی نداشته باش و قطعاً بدان که بر این شخص ظَفر پیدا خواهی کرد و ما کمککار تو هستیم؛ اگر باور نداری، نگاه کن!
حضرت نگاه میکنند و میبینند سههزار ملائکه، با حَربههای آهنین در دست، اطراف و اَکناف پیغمبر را احاطه کردهاند و همه بر پیغمبر سلام میکنند. جبرئیل در این موقع خطاب میکند که پروردگار فرمود:
به حبیبم سلام برسان و بگو از هیچچیز نگرانی نداشته باش. با قلب محکم حرکت کن و هرچه او میگوید اجابت کن که من هزار سال قبل از اینکه پدرت آدم را خلق کنم، ماه را در اختیار تو قرار دادم و به اطاعت تو وادار کردم! به عزّت و جلالم قسم اگر بخواهی، تمام آسمان را بر زمین فرود میآورم و اگر ماه ذرهای از اطاعت تو بیرون رود، جبرئیل به طرفةُالعینی او را نابود و محو خواهد کرد!
در این موقع ابوبکر برای پبغمبر اکرم خبر آورد: «حبیب بن مالک در آنجا نشسته و منتظر شماست!»
ابوجهل به حبیب بن مالک میگوید: «تمام افراد در خدمت شما حاضر شدهاند، جز بنیهاشم و ابوطالب که نیامدهاند! دستور دهید که آنها را جلب کنند.» صاحب قدرت بود چهل هزار نفر با او آمده بود؛ مالک بود، حاکم قبیله بود و بسیار مرد محترمی بود، مرد صاحب قدرت و قوت و شوکتی بود
حبیب بن مالک به چهل نفر میگوید: «بروید و ابوطالب را به اینجا احضار کنید!» آن چهل نفر به منزل حضرت ابوطالب میآیند و پیغام حبیب بن مالک را به ایشان ابلاغ میکنند. حضرت میفرمایند: «شما بروید، من پشتِ سرِ شما میآیم.»
حضرت ابوطالب حرکت میکنند و آنچه در اخبار داریم این است که پیراهن حضرت آدم، رِدای حضرت شیث، عِمامۀ حضرت اسماعیل، حُلیۀ حضرت ابراهیم، و نیز نَعلین حضرت شعیب را به پا میکنند. اینها ودایعی بوده که از پیغمبران، نسلاً بعد نسل به اینها رسیده بود. با این شمایل و شکل حرکت میکنند و بهاتفاق بنیهاشم به اینجا میآیند.

