در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی

جریان شق القمر توسط پیامبر اکرم

16579
نسخه عربی

روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی

4
  • مرحوم میرداماد هم در ذیل کلام ابن‌سینا دارد:

  • و هو الحقُّ الّذی اَعطَتهُ اُصولُ الحِکَمیة و البَراهینُ العَقلیة و أَنَّ لِکُلِّ مِن أجرامِ السَّماواتِ عقلًا مُفارقًا و نَفسًا مُجرّدةً و نفسًا مُنطَبِعَة. 1

  • هرکدام از اجرام سماوی دارای عقل مفارقی است جدای از او، که تدبیرِ او را می‌کند، و نفسی دارد مجرّد و نفسی دارد منطبِع یعنی؛ (مندکّ در همان جرم سماوی).

  • مطالبی که این بزرگان فرموده‌اند از روی خیال و سیری نبوده است! [بلکه] آن واقعیت را ادراک کرده‌اند و مطلب را برای ما بیان کرده‌اند. همان‌طور‌ که پیغمبر اکرم از مطالبی که ما به آن دسترسی نداریم برای ما خبر آورده‌اند از مطالب قیامت و معاد برای ما حکایت آورده‌اند و ما به آن مسائل نرسیده‌ایم, همین‌طور در این عالم خلقت اسراری هست که ما به آنها نرسیده‌ایم و دلیلی ندارد که آنها نباشند. نه‌خیر، هست! ما چه می‌دانیم تا اینکه بخواهیم به گفته و علم خود افتخار کنیم؟! این [روح‌ داشتنِ اجرامِ سماوی] هم یکی از آن مسائل است.

  • اگر بخواهیم در این وادی وارد شویم، مسائلی هست؛ [از ‌جمله این] ‌که: چطور نفوسِ‌ فلکیه در یکدیگر تأثیر می‌گذارند؟تأثیر این نفوس فلکیه در اِقتران و اِفتراق‌شان و در مصاحبت و جدا شدنشان و ابتعادشان از همدیگر چه تأثیرات را در زمین قرار می‌دهد و چه مسائلی را ‌وجود می‌آورند؟ آن‌وقت دیگر [مشخص می‌شود که] ارباب طلسمات چه اعمالی را در این کارها اینجا انجام می‌دهند! 2 در اِقتران بین افلاک و کواکب چه مسائلی ممکن است تحقق پیدا کند؟ و در‌این‌باره از علوم عجیبه و غریبه آن‌قدر مطلب آورده‌اند که [این روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی] أظهرُ مِن الشَّمس است و نیازی به گفتن این مسائل نیست. 3

  • اتفاقاً خود مرحوم ابن‌سینا در کتاب کُنوزُ المُعزِّمین، مطلبی را از یکی از دوستانش نقل می‌کند که دلالت بر همین معنا می‌کند و لزومی به گفتنش نیست.4

  • مسلّم است که ارواح فلکیه، قطعا تأثیر و تأثّراتی در کل این عوالم به‌وجود می‌آورند و متحقِّق و متأثّر می‌شوند و شکّی در این قضیّه نیست. این مربوط به اصلِ روحِ اجرامِ سماویه است. لذا ما در اینجا می‌بینیم مولانا مُلاّ ‌محمد بلخی در مثنوی می‌فرماید:

    1. شرح الصّحیفة السجّادیّة الکاملة، میرداماد، ص 340.
    2. جهت اطلاع بیشتر، رجوع شود به مجموعه مصنّفات شیخ اشراق، ج 1، ص 98.
    3. کنوز المعزّمین، ص 5 ـ 8.
    4.  کنوز المعزمین، ص 5 ـ 8.