در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سر وجودی انسان

اطاعت ملائکه از خداوند در امر سجده بر انسان و امتناع کردن ابلیس

14426
نسخه عربی

سر وجودی انسان

8
  • ﴿وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمۡ عَلَى ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِي بِأَسۡمَآءِ هَـٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمۡ صٰدِقِينَ﴾.1 حضرت پروردگار، تمام اسماء را در آدم به‌نحو ودیعه و مکنون قرار داد. ملائکه بر این آدم اطلاعی نداشتند، ولی وقتی پروردگار به آنها خطاب می‌کند: «بر این آدم سجده کنید»، آنها سجده می‌کنند. ابلیس هم بر سِرّی که پروردگار متعال در آدم قرار داد، اطلاع نداشت. لذا بعد می‌گوید: ﴿خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ و خَلَقۡتَهُۥ مِنْ طِين‌﴾؛2 «مرا از آتش آفریدی، او را از خاک آفریدی.» خیال می‌کند [که] خلقت [آدم] فقط خلقت مادی و خاکی است؛ به آنچه خداوند در آدم قرار داد علم و اطّلاع نداشت. خلاصه به‌حسب ظاهر آیات هم ابلیس در اینجا اطلاعی بر آن سرّ و خلقت آدم ندارد و هم ملائکه نداشتند؛ هر دو!

  • فرق بین ملائکه و ابلیس در این بود که ملائکه با وجود عدم‌ علم، امر پروردگار را اطاعت کردند [اما] ابلیس با وجود عدم‌ علم، به‌حسب ظاهر آیات، پروردگار را اطاعت نکرد. اطاعت به همین می‌گویند و نکته هم در همین است.البته در این بین مطالبی هست که دیگر جای گفتنش نیست.

  • جایگاه اطاعت و انقیاد در مقام عدم علم

  • اگر ما با علم، اطاعت امر پروردگار کنیم که هنر نکرده‌ایم؛ اطاعت و انقیاد در مقام عدم ‌علم است. اگر ما علم به مصلحت و واقعیت نداشته باشیم، در آنجا انقیاد و اطاعت تحقق پیدا کرده است. لذا ابتدای امر براساس علم است؛ شناخت پروردگار و پیغمبر اکرم براساس علم و معجزه و امثال‌ذلک است؛ پس از آن «افتاد مشکل‌ها»! باید این اطاعت را در زمینۀ مواردی که انسان علم ندارد انجام دهد.

  • درِ باغ سبزی به انسان نشان می‌دهند، بعد آن در را می‌بندند، می‌گویند اگر می‌خواهی بیا جلو، اگر نمی‌خواهی دیگر برگرد سر جای اول خودت.

  • ألا یا أیها الساقی أدر کأساً و ناولها***که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها3
    1. سورۀ بقره (2) آیۀ 31. الله‌شناسی، ج 3، ص 148:
      «و خداوند به آدم تمامی اسماء را تعلیم فرمود، و سپس آنان را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت: اگر شما راست می‌گویید، مرا از اسماء آنان آگاه کنید!»
    2. سورۀ ص (38) آیۀ 76.
    3. دیوان‌حافظ (قزوینی) غزل 1.