سر وجودی انسان
8﴿وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمۡ عَلَى ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِي بِأَسۡمَآءِ هَـٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمۡ صٰدِقِينَ﴾.1 حضرت پروردگار، تمام اسماء را در آدم بهنحو ودیعه و مکنون قرار داد. ملائکه بر این آدم اطلاعی نداشتند، ولی وقتی پروردگار به آنها خطاب میکند: «بر این آدم سجده کنید»، آنها سجده میکنند. ابلیس هم بر سِرّی که پروردگار متعال در آدم قرار داد، اطلاع نداشت. لذا بعد میگوید: ﴿خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ و خَلَقۡتَهُۥ مِنْ طِين﴾؛2 «مرا از آتش آفریدی، او را از خاک آفریدی.» خیال میکند [که] خلقت [آدم] فقط خلقت مادی و خاکی است؛ به آنچه خداوند در آدم قرار داد علم و اطّلاع نداشت. خلاصه بهحسب ظاهر آیات هم ابلیس در اینجا اطلاعی بر آن سرّ و خلقت آدم ندارد و هم ملائکه نداشتند؛ هر دو!
فرق بین ملائکه و ابلیس در این بود که ملائکه با وجود عدم علم، امر پروردگار را اطاعت کردند [اما] ابلیس با وجود عدم علم، بهحسب ظاهر آیات، پروردگار را اطاعت نکرد. اطاعت به همین میگویند و نکته هم در همین است.البته در این بین مطالبی هست که دیگر جای گفتنش نیست.
جایگاه اطاعت و انقیاد در مقام عدم علم
اگر ما با علم، اطاعت امر پروردگار کنیم که هنر نکردهایم؛ اطاعت و انقیاد در مقام عدم علم است. اگر ما علم به مصلحت و واقعیت نداشته باشیم، در آنجا انقیاد و اطاعت تحقق پیدا کرده است. لذا ابتدای امر براساس علم است؛ شناخت پروردگار و پیغمبر اکرم براساس علم و معجزه و امثالذلک است؛ پس از آن «افتاد مشکلها»! باید این اطاعت را در زمینۀ مواردی که انسان علم ندارد انجام دهد.
درِ باغ سبزی به انسان نشان میدهند، بعد آن در را میبندند، میگویند اگر میخواهی بیا جلو، اگر نمیخواهی دیگر برگرد سر جای اول خودت.
ألا یا أیها الساقی أدر کأساً و ناولها *** که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها3 - سورۀ بقره (2) آیۀ 31. اللهشناسی، ج 3، ص 148:
«و خداوند به آدم تمامی اسماء را تعلیم فرمود، و سپس آنان را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت: اگر شما راست میگویید، مرا از اسماء آنان آگاه کنید!» - سورۀ ص (38) آیۀ 76.
- دیوانحافظ (قزوینی) غزل 1.
- سورۀ بقره (2) آیۀ 31. اللهشناسی، ج 3، ص 148:

