سر وجودی انسان
4اگر قرار باشد جبرئیل امین با آن قوای خود، علمی را به ما القاء کند ما در [همان] آن نیست و نابود خواهیم شد؛ چون تحمل ادراک آن مقام را نداریم. بله، بهواسطۀ قوایی که تحت امر و نفوذ حضرت جبرائیل است، این مسائل به ما میرسد؛ بهواسطۀ قوایی که تحت نفوذ حضرت اسرافیل است، قوه و قوای ادامۀ حیات در ما تحقق پیدا میکند. اما اگر خود آن مَلَک مقرب بهتنهایی بخواهد افاضه کند، سنخیّتی بین علت و معلول برقرار نخواهد شد و معلول نیست و نابود میشود. این یک مطلب مسلّم است که قواعد حِکَمی هم با آن موافق است.
و در این زمینه آیات1 و روایات بسیاری2 داریم که ملائکهای تحت مَلَک مقربْ امور این عالم را بهدست گرفتهاند و این سلسلهمراتب ولایت به آن مبدأالمبادی و علةالعلل و مسبِّبالاسباب برمیگردد.
بیانِ واسطه شدن ملائکۀ عذاب برای عذاب قوم لوط در قرآن
در قرآن مجید راجع به جریانی که برای حضرت ابراهیم و عذاب قوم لوط پیش آمده بود، آیهای هست؛ خداوند متعال شرح حال ملائکهای را که ملائکۀ عذاب هستند، در آنجا بیان میکند:
﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ* إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗا قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ* فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ* فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ قَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ* فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗ قَالُواْ لَا تَخَفۡ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ* فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِي صَرَّةٖ فَصَكَّتۡ وَجۡهَهَا وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِيمٞ* قَالُواْ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ* قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ* قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ* لِنُرۡسِلَ عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن طِينٖ﴾.3
چند نفر آمدند و درِ خانۀ حضرت ابراهیم را زدند. حضرت در را باز کرد، آمدند داخل. به رسم مهماننوازی رفت و برای آنها غذا آورد، [ولی] آنها دست به غذا نزدند. در آن زمان مرسوم این بوده است که اگر کسی به دیگری قصد سوئی داشت، از غذای او نمیخورد. به قول معروف: نمکدان نمیشکست؛ از اول غذایش را نمیخورد. حضرت ابراهیم ترسید که نکند اینها آمدهاند حسابش را برسند! [آنها] گفتند: «نترس! ما رسولان پروردگار هستیم که آمدهایم و کاری بر عهدۀ ماست. نترس، ناراحت نباش!»
- رجوع شود به بحارالأنوار، ج 56، ص 144 ـ 148.
- رجوع شود به بحارالأنوار، ج 56، ص 171 ـ 202.
- سورۀ ذاریات (51) آیات 24 ـ 33. به نقل از ترجمه تفسیر المیزان:
آيا هيچ داستان ميهمانان محترم ابراهيم را شنيدهاى؟ * آنگاه كه بر او وارد شده سلام كردند و او هم سلام گفت, در حالى كه [زير لب] مىگفت: «ناشناسند» * و سپس محرمانه نزد اهل خود رفت؛ گوسالهاى چاق و بريان حاضر كرد * گوساله را نزديك آنان گذاشت و وقتى ديد نمىخورند, پرسيد: «چرا نمىخوريد»؟ * در اينجا بود كه در باطن احساس ترس كرد. گفتند: «مترس!» و او را به فرزندى دانا بشارت دادند * همسرش در حالى كه جمعى با او بودند نزديك آمد و به روى خود مىزد و مىگفت: «آيا من بچهدار مىشوم در حالى كه عجوزى نازا هستم؟!» * گفتند: «آرى، پروردگارت اين چنين خواسته و او حكيم و عليم است» * ابراهيم پرسيد: «براى چه مهمى آمدهايد اى فرستاده شدگان؟» * گفتند: «ما بهسوى قومى مجرم فرستاده شدهايم * تا سنگى از گل بر سر آنان رها كنيم.» (محقق)

