دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
7بنابراین وقتی انسان در این دنیا میآید، بهواسطۀ از بین رفتن اوصافی که از عالَم توحید برایش آمده و فراموش نمودن آن صفات و درگیری با این مسائل، در مواجه شدن با مسائل، دچار سردرگمی و تشویش و اضطراب میشود. از یکطرف این مسائل دنیا [مانند] حفظ خود، پرداختن به خود، بهرهمندی از نعمتهای دنیایی برای خود، در نزد او موجّه جلوه میکند؛ و از طرف دیگر عقل برای او مسائل و جهات دیگری را مطرح میکند. شیطان با جنود خود برای او مسائلی را تسویل و توجیه میکنند و از آن طرف، عقل مسائل دیگری را برای او پیش میآورد.
[شیطان] از اینطرف میگوید: «این کار را انجام بده! برای زندگی تو مفید است. اگر این کار را انجام دهی، آتیه و زندگی آیندهات تأمین میشود و دیگر احتیاجی به کار نداری.» از آن طرف عقل میگوید: «اگر این کار را انجام دهی، حقوق دیگران تضییع میشود و به دیگری ظلم میشود؛ دیگران هم مانند تو و بشر هستند.»
این دو قضیه در مقابل همدیگر قرار میگیرد تا کدامیک بر دیگری غلبه کند؛ از یکطرف جنود ابلیس در مقابل انسان میآیند: «به خود پرداختن و به خود رسیدن و زندگی خود را تأمین کردن و احساس راحتی کردن و کم کار کردن و برای خود اندوختن.» از آنطرف جنود رحمان میگوید: «این زندگی گذراست؛ مردم هم مانند تو هستند؛ اگر او ضعیف است، باید به او کمک و انفاق کنی.» آن صفاتی که از آنجا بوده و در اینجا آمده و فراموش شده، آن صفات به واسطۀ جنود عقل میآید در مقابل انسان جلوه میکند.
از آنطرف ابلیس و ایادی او در مقابل انسان صفآرایی میکنند تا کدام غلبه کنند اینها در مقابل همدیگر قرار میگیرد، تا کدامیک بر دیگری غلبه کند.
نمونهای از احکام الهی برای توجه فرد به حقیقت و دوری از مجاز
در آیۀ قرآن داریم: ﴿يُنَادُونَهُمۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَهِ وَغَرَّكُم بِٱللَهِ ٱلۡغَرُورُ﴾؛1 [یعنی] در روز قیامت کفار و منافقین به مؤمنین خطاب میکنند:آیا مگر ما در دنیا در میان شما نبودهایم؟! مگر با شما زندگی نمیکردهایم؟! چرا ما در اینجا قرار گرفتهایم و شما در جای دیگر قرار گرفتهاید؟! ﴿يُنَادُونَهُمۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾ مگر با شما صحبت نمیکردهایم؟! مگر با شما رفتوآمد و معاشرت و نشستوبرخاست نداشتهایم؟!
- سورۀ حدید (57) آیۀ 14. معادشناسی، ج10، ص36:
«[چون بين منافقان و مؤمنان ديوار زده مىشود، و سور كشيده مىشود, منافقان به مؤمنان] ميگويند: ”مگر ما با شما در دنيا نبودهايم و معيّت نداشتهايم؟!“ مؤمنان در پاسخ ميگويند: ”آرى! و ليكن شما خود را به فتنه و فساد انداختيد! و پيوسته انتظار كشيديد و در شك و ترديد به سر برديد! و آرزوهاى دراز شما را فريفت، تا آنكه امر خدا نازل شد و مرگ گريبانتان را گرفت، و آن غَرور و شيطان و نفس گولزننده و فريبدهنده شما را گول زد و با خدعه و مكر شما را در غفلت نگاه داشت، تا ناگهان امر خدا آمد و كار از كار گذشت.“»
- سورۀ حدید (57) آیۀ 14. معادشناسی، ج10، ص36:

