دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
4لزوم حفظ صفات توحیدی اطفال
لذا ما باید این صفت را در میان بچهها تقویت کنیم، نه اینکه موجب از بین بردن این صفت شویم؛ وقتی چیزی به دست بچه میآید و دیگری میخواهد، باید بگوییم: «به او بده، او هم همسنوسال توست. او هم دلش میخواهد، او هم میخواهد بازی کند و او هم میخواهد از این استفاده کند.» نه اینکه بگوییم: «برای خودت نگه دار، قایم کن و به او نده؛ خراب میکند.»
اگر ما این نحو عمل را در طفلی که با خصوصیّات و صفات توحیدی به این عالم آمده انجام دهیم، موجب فرو بردن او در عالم کثرت که مقابل عالم توحید است شدهایم. باید آن صفات را در بچه تقویت کنیم. اگر خودمان واجد نیستیم، اقلاً او را تا حدودی که ممکن است در همان صفات نگه داریم و با خصوصیاتی که از آنجا آمده او را نگه داریم؛ نه اینکه موجب از بین رفتنش شویم.
لذا قاعدهای و مطلبی بسیار دقیقی است که میفرمایند: «اگر طفلی به این عالم بیاید و در تحتِ تاثیر آن عوامل منحرفکننده قرار نگیرد، خودبهخود آن اوصاف توحیدی را در وجود خودش حفظ میکند.»
کلام رسول خدا دربارۀ فطری بودن صفات توحیدی در اطفال
کلام پیغمبر اکرم ناظر به همین قضیّه است:
کُلُّ مَولودٍ یولَدُ عَلَی الفِطرَةِ «هر مولودی براساس فطرت توحید و خصوصیّات و صفات توحیدی پا به عرصۀ عالم دنیا میگذارد. ثُمّ أبَواهُ یُهَوِّدانِه و یُنَصِّرانِه. 1پدر و مادر و محیط است که بچه را از آن خصوصیّات توحیدی و فطرت بیرون میآورد و به مذاهب گوناگون و منحرف دیگری سوق و حرکت میدهد.»
فراموشی تدریجی صفات توحیدی و ورود به عالم کثرت و دنیا
اما خود بچه با آن اوصاف در این عالم میآید. وقتی به اینجا آمد و با محیط خو گرفت و انس پیدا کرد، دیگر حالاتی را که قبلاً در آن عالم با آنها سر و کار و ارتباط داشت، فراموش میکند و آن حالات را از دست میدهد و به عالم طبع و عالم ماده توجه پیدا میکند. از اینجا قضیه شروع میشود: هرچه بیشتر رشد کند، آن اوصاف توحیدی که قبلاً در وجود او منطوی بود، تبدیل میشود به اوصافی که متناسب با عالم کثرت و دنیا و هویٰ و هوس و امور نفسانیاش است.
- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 49؛ علل الشّرائع، ج 2، ص 376؛ عوالی اللّئالی، ج 1، ص 35؛ صحیح مسلم، ج 8، ص 52 و 53. با قدری اختلاف در مصادر.

