دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
3وقتی به بچهها نگاه میکنیم، میبینیم اینها راستگو و صادق هستند، چه به نفعشان باشد و چه به ضررشان باشد؛ به عبارت دیگر بچههای کوچک در صداقت، نفع و ضرر را در نظر نمیگیرند. وقتی میگوییم: «این کار را کردهای؟» میگوید: «بله من این کار را کردهام.»
این صداقت یکی از اوصاف و صفات عالم توحید و عالم بالاست [که] بیانگر و نشاندهندۀ حق و واقعیت است. وقتی از پدر و مادر دروغ میشنوند و خلاف میبینند، کمکم آن اوصاف توحیدی را یکییکی از دست میدهند و اینها هم شروع به دروغ گفتن میکنند. وقتی از محیط، دروغ و خلاف میشنوند، آن صفت عالم توحید تبدیل به عالم هویٰ و عالم دنیا و عالم هوس میشود و از آنها گرفته میشود.
وقتی بچهها به این دنیا میآیند، میبینیم به چیزی تعلق و علاقه ندارند؛ چیزی [که] برایشان میآوریم، مقداری با آن بازی میکنند و سرگرم میشوند و بعد کنار میگذارند. این عدم تعلق به این امور یکی از اوصاف و صفات عالم توحید است؛ در عالم توحید همهچیز در صفا و یکرنگی و عدم تعلق میگذرد.
وقتی بچه در اینجا میآید، با خودش از آنها میآورد؛ اما وقتی به اطرافیان و پدر و مادر و افراد دیگر نگاه میکند، میبیند اینها برای خودشان برمیدارند و نگه میدارند، امساک میکنند، [به کسی] نمیدهند و قایم میکنند. او هم کمکم یاد میگیرد و این خصوصیت را از دست میدهد و خصوصیات عالم دنیا را به خود میگیرد.
وقتی بچه به دنیا میآید، برحسب آنچه خداوند در وجود او قرار داده بخشش دارد؛ بعضیها کم و بعضیها بسیار؛ ولی به هر صورت این حالت کموبیش در افراد هست. وقتی چیزی گیرش میآید، به رفیق و همسنوسال خودش میبخشد و بخشش و عطا میکند. جود و بخشش و هبه یکی از اوصاف پروردگار متعال است. این وصف را با خودش از آن عالم در این دنیا میآورد؛ وقتی نگاه به اطرافیان میکند و خصوصیّات اینطرف و آنطرف را در نظر میآورد، کمکم آن حالتش را از دست میدهد.

