کیفیت به فعلیّت رساندن استعدادات ملکوتی انسان
2أعوذ باللَه من الشَّیطان الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرّحمٰنِ الرّحیمِ
و صلَّی اللَه عَلیٰ محمّدٍ و آلِهِ الطَّیّبینَ
و لَعنَة اللَه عَلیٰ أعدائِهِم أجمَعین
سنّت الهی مبنی بر وصول به کمال از طریق تربیت و سیر و سلوک
یا عیسَی، اسْتَغِثْ بی فی حالاتِ الشِّدَّةِ؛ فَإِنّی أُغیثُ المَکروبینَ و أُجیبُ المُضطَرّینَ و أنَا أرحمُ الرّاحمینَ!1
«ای عیسی، به من استغاثه پیدا کن و به من در حالات شدّت پناه بیاور؛ چون من هستم که افراد غصّهدار و اندوهناک را پناه میدهم و افراد مضطر را اجابت میکنم و من أرحم الرّاحمین هستم!»
مقداری پیرامون این فقره که آخرین فقره از فقرات این حدیث قدسی شریف است، بحث شد2 و وعده داده شد که إنشاءاللَه در حدیث دیگر بحث میشود؛ ولیکن چون قدری تتمّۀ بحث در اینجا باقی ماند، لذا امشب هم پیرامون همین فقره از حدیث صحبت میکنیم.
شکی نیست در اینکه کمال انسان، به سیر و تربیت است، همانطوریکه این سنّت در سایر موجودات هم هست؛ یعنی خداوند علیّ أعلیٰ قابلیّت و استعدادی به موجودات مادّی، مانند حیوان و نبات و جماد و... عنایت کرده است که در اثر تربیت میتوانند آن راه خودشان را طی کنند. انسان هم از این سنّت جدا نیست و انسان هم دارای قابلیّت است و استعداد دارد، و آن استعداد و قابلیّت باید در زیر دست تربیت به مرحلۀ فعلیّت برسد و آن نور خود را ظاهر بکند. اگر اینطور شد انسان فائز است؛ یعنی مورد قبول و پسند و امضای کون و عالم وجود و امضای خدا و مقدّسات عالم است، و انسان ناجح و سعادتمند است؛ و الاّ انسان فائز نیست.
میزان قابلیّت و استعداد نفس انسانی
حکما میگویند: «نفس انسان هیولانی است.»3 هیولانی یعنی قابلیّت محض است و اصلاً صورت ندارد؛ مثل گلی که خمیر میکنند برای اینکه خشت بزنند، و قبل از اینکه خشت بزنند صورت ندارد و به هر صورت که بخواهند در میآورند. نفس انسان هم اوّلش صورت ندارد، شکل ندارد، علم خاصّی ندارد، فنّ مخصوص و حرفه و صنعتی ندارد، ملکهای ندارد و استعداد محض است.
- الکافی، ج ٨، ص ١٤١.
- متأسّفانه این جلسه یافت نشد. (محقّق)
- الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیّة الأربعة، ج ٣، ص ٤٢٨؛ ج ٥، ص ٣٠٤؛ ج ٨، ص ٨ ـ ٢٣؛ مفاتیح الغیب، صدرالمتألّهین، ص ٤٩٣؛ الشّواهد الرّبوبیّة، صدرالمتألّهین، ص ٢٧٦؛ أسرار الآیات، صدرالمتألّهین، ص ١٤٥؛ المباحثات، ابنسینا، ص ١١٨؛ کتاب الإنصاف، ابنسینا، ص ١٠١.

