در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت به فعلیّت رساندن استعدادات ملکوتی انسان

0
نسخه عربی

کیفیت به فعلیّت رساندن استعدادات ملکوتی انسان

2
  •  

  •  

  • أعوذ باللَه من الشَّیطان الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرّحمٰنِ الرّحیمِ

  • و صلَّی اللَه عَلیٰ محمّدٍ و آلِهِ الطَّیّبینَ

  • و لَعنَة اللَه عَلیٰ أعدائِهِم أجمَعین

  •  

  •  

  • سنّت الهی مبنی بر وصول به کمال از طریق تربیت و سیر و سلوک

  • یا عیسَی، اسْتَغِثْ بی فی حالاتِ الشِّدَّةِ؛ فَإِنّی أُغیثُ المَکروبینَ و أُجیبُ المُضطَرّینَ و أنَا أرحمُ الرّاحمینَ!1

  • «ای عیسی، به من استغاثه پیدا کن و به من در حالات شدّت پناه بیاور؛ چون من هستم که افراد غصّه‌دار و اندوهناک را پناه می‌دهم و افراد مضطر را اجابت می‌کنم و من أرحم الرّاحمین هستم!»

  • مقداری پیرامون این فقره که آخرین فقره از فقرات این حدیث قدسی شریف است، بحث شد2 و وعده داده شد که إن‌شاءاللَه در حدیث دیگر بحث می‌شود؛ ولیکن چون قدری تتمّۀ بحث در اینجا باقی ماند، لذا امشب هم پیرامون همین فقره از حدیث صحبت می‌کنیم.

  • شکی نیست در اینکه کمال انسان، به سیر و تربیت است، همان‌طوری‌که این سنّت در سایر موجودات هم هست؛ یعنی خداوند علیّ أعلیٰ قابلیّت و استعدادی به موجودات مادّی، مانند حیوان و نبات و جماد و... عنایت کرده است که در اثر تربیت می‌توانند آن راه خودشان را طی کنند. انسان هم از این سنّت جدا نیست و انسان هم دارای قابلیّت است و استعداد دارد، و آن استعداد و قابلیّت باید در زیر دست تربیت به مرحلۀ فعلیّت برسد و آن نور خود را ظاهر بکند. اگر این‌طور شد انسان فائز است؛ یعنی مورد قبول و پسند و امضای کون و عالم وجود و امضای خدا و مقدّسات عالم است، و انسان ناجح و سعادت‌مند است؛ و الاّ انسان فائز نیست.

  • میزان قابلیّت و استعداد نفس انسانی

  • حکما می‌گویند: «نفس انسان هیولانی است.»3 هیولانی یعنی قابلیّت محض است و اصلاً صورت ندارد؛ مثل گلی که خمیر می‌کنند برای اینکه خشت بزنند، و قبل از اینکه خشت بزنند صورت ندارد و به هر صورت که بخواهند در می‌آورند. نفس انسان هم اوّلش صورت ندارد، شکل ندارد، علم خاصّی ندارد، فنّ مخصوص و حرفه و صنعتی ندارد، ملکه‌ای ندارد و استعداد محض است.

    1. الکافی، ج ٨، ص ١٤١.
    2. متأسّفانه این جلسه یافت نشد. (محقّق)
    3. الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیّة الأربعة، ج ٣، ص ٤٢٨؛ ج ٥، ص ٣٠٤؛ ج ٨، ص ٨ ـ ٢٣؛ مفاتیح الغیب، صدرالمتألّهین، ص ٤٩٣؛ الشّواهد الرّبوبیّة، صدرالمتألّهین، ص ٢٧٦؛ أسرار الآیات، صدرالمتألّهین، ص ١٤٥؛ المباحثات، ابن‌سینا، ص ١١٨؛ کتاب الإنصاف، ابن‌سینا، ص ١٠١.