در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت تکلیف موجودات

اشتراک انسان، جن و ملک در اصل تکلیف و ریشۀ اطاعت و تمرّد آنها

14211
نسخه عربی

کیفیت تکلیف موجودات

3
  • کافی نبودن عمل به احکام ظاهری برای رسیدن به کمال

  • صرف عمل به فرائض و واجبات، و ترک محرماتی که در دسترس عموم قرار داده شده است انسان راه به مقصود نخواهد برد و فایده‌ای ندارد. [البته] در همان مرحله از حکم ظاهریِ تکلیف قرار می‌گیرد و متناسب با آن مرحله، خداوند در روز قیامت به او پاداش می‌دهد؛ اما افرادی که بخواهند مراتب بالاتری طی کنند، نیاز است که بالاتر از این فرائض و محرمات گام‌هایی بردارند و مسائلی را مدّ نظر داشته باشند که تمام اینها در روایات و اخبار آمده است و حتی در زمان رسول اکرم هم حضرت به این مطالب اشاراتی دارند. منتها بعضی عمل می‌کنند و بعضی هم عمل نمی‌کنند؛ و آن در جای خودش محفوظ است و مسئله فرق نمی‌کند.

  • آثار عمل به نوافل در حدیث قدسی از امام صادق

  • امام صادق علیه السّلام می‌فرمایند که خداوند متعال خطاب به انسان در حدیث قدسی می‌فرماید:

  • ما تَتَحَبَّبَ إلیَّ عَبدی بِشَیءٍ أحَبَّ إلیَّ مِمّا افتَرَضتُه عَلَیهِ وَ إنَّه یَتَحَبَّبُ إلیَّ بِالنَّوافِلِ حَتّیٰ أُحِبَّهُ فَإذا أُحِبُّه فَأکونُ سَمعَهُ الَّذی یَسمَعُ بِه وَ بَصَرَهُ الَّذی یَبصُرُ بِه وَ لِسانَهُ الَّذی یَنطِقُ بِه و یَدَهُ الّذی یَبطِشُ بِها و رِجلَهُ الّذی یَمشی بِها. 1

  • خداوند در این حدیث قدسی می‌فرماید: اولین و مهم‌ترین مسئله و چیزی که من از بندۀ مومن خودم توقع دارم مسئلۀ فرائض است؛ آنی که برایش واجب می‌کنم در وهلۀ اول از همه‌چیز برای من مهم‌تر است. وقتی این فرائض و واجبات را انجام داد و فراغت پیدا کرد، با نوافل و امور مستحبه که مورد رضای من است ولی آنها را بر این بندۀ مومن واجب نگردانیده‌ام، خودش را دائماً به من نزدیک می‌کند. البته ما در خود واجبات و محرماتمان گیر هستیم! اینها برای مراحل بعد و به عبارت دیگر برای افراد دیگر است!

  • نماز  شب را من بر او واجب نکرده‌ام [ولی] او با نماز  شب، خودش را به من نزدیک می‌کند. صدقات، انفاق‌ها، صلۀ رحم، عیادت مَرضیٰ، بیداری شب، ذکر، روزۀ مستحبی و امثال‌ِ این امور مستحبی را که دستورات شرع، تمام اینها را در بر گرفته است، انجام می‌دهد و دائماً خودش را به من نزدیک می‌کند تا اینکه مقام حب فرا می‌رسد و من او را دوست دارم!

    1. المحاسن، ج 1، ص 291، با قدری اختلاف. الله‌شناسی، ج 1، ص 281:
      «خداوند فرمود: هیچ بنده‌ای به‌سوی من اسباب محبّت خود را فراهم نمی‌سازد که محبوب‌تر باشد نزد من از آنچه را که من بر وی حتم و واجب نموده‌ام. و به‌طور حتم و یقین بندۀ من به‌سوی من اسباب محبّتش را گرد می‌آورد با به جا آوردن کارهای مستحب، تا جایی که من او را دوست دارم. پس چون من او را دوست داشتم، من گوش او هستم که با آن می‌شنود، و چشم او هستم که با آن می‌بیند، و زبان او هستم که با آن سخن می‌گوید، و دست او هستم که با آن می‌دهد و می‌گیرد، و پای او هستم که با آن راه می‌رود.»