اوامر تشریعی و تکوینی الهی
7در این زمینه آنقدر ظرائف و لطائفی هست که انسان واقعاً مبهوت میشود. اینکه «انسان همیشه باید فعل برادر مؤمن را بر صحت حمل کند» واقعاً یکی از مهمترین دستوراتی است که در اسلام داریم.
وجه جمع بین دو مسئلۀ لزوم امر به معروف و حمل بر صحت
از آنطرف، اگر ما حرامِ ظاهر و بیّنی را مشاهده کردیم چهکار کنیم؟ آیا آن شخص را رها کنیم [تا] هر عملی میخواهد انجام دهد؟! پس این حکم شرعی امر به معروف و نهی از منکر چه میشود؟ آیا بهصرف اینکه شاید غرض صلاحی در این عمل بوده و او بهخاطرِ آن دارد این را انجام میدهد، [باید او را رها کنیم]؟ خب پس این مسائل کنار میرود! هرکسی بیاید و در جامعه هر عملی انجام دهد و ما به بهانۀ اینکه ممکن است این شخص یک غرض خوبی در این فعل دارد و ما اطلاعی بر آن غرض نداریم، این مسئله را رها کنیم؟! نهخیر [این صحیح نیست، بلکه] حکم شرعی و تکلیفی ما این است که وقتی دیدیم این عمل از او تکرار میشود، به او تذکر دهیم: «ما چنین قضیهای از شما میبینیم. حکم شرعی [این کار] این است؛آیا شما نسبت به این قضیه جاهلی یا عالمی؟ اگر عالم هستی، به چه جهت داری این عمل را انجام میدهی؟» باید انسان تذکر دهد و بعد وقتی متوجه شد [که] این شخص عالم بوده و هیچ غرضی در انجام دادن این فعل نداشته مگر عناد و جُهود و لجبازی با احکام الهی و متابعت از هویٰ و هوس، تکلیف شرعی این است که به آن مراتب بالا بپردازد؛ [یعنی] در امر به معروف و نهی از منکر جدیت به خرج دهد.
این مسئله مربوط به احکام و تکالیفی است که خداوند متعال در جامعۀ مسلمین اجرا میکند. اما [مراد] ما از آن قضیهای که گفتیم این است که حالا حسابوکتاب این شخص با خدا چگونه است، ما این را نمیدانیم؛ خدا با او چه معاملهای انجام میدهد، ما خبر نداریم؛ این شخص در روز قیامت در چه موقعی جا میگیرد، ما اطلاع نداریم و علاّمالغُیوب نیستیم؛ خدا هم کارها و حساب و کتاب را به دست ما نداده است.

