اوامر تشریعی و تکوینی الهی
2أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرّحیم
ألحمدُ لله ربّ العالمین
و الصّلاةُ والسّلامُ علیٰ سیّدِنا و نبیِّنا و حبیبِ قلوبِنا
و طبیبِ نفوسِنا أبیالقاسمِ المصطفیٰ محمّد
و علیٰ آلِهِ الطّیّبینَ الطّاهرینَ المعصومینَ المُکَرَّمین
و اللّعنةُ علیٰ أعدائِهِم أجمَعین
قالَ اللهُ فی کتابِه:
﴿إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ * فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴾.1
ایام عاشوراست؛ برای رفع گرفتاری از شیعیان امیرالمؤمنین و برآورده شدن حاجات شرعیه و تعجیل در ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه، صلواتی ختم کنید!
از مسائلی که قبلاً مطرح شد و بحث راجع به اوامر تکوینیه و تشریعیه مدّنظر بود، این به دست آمد که خداوند بهمقتضای اوامر تکوینیه، اوصاف و غرائز و شاکلهای را در وجود هرکس قرار داده است ـ و به عبارت ما طلبهها: جعل و انشاءِ وجودْ بهنحو اول، و صفات بهنحو ثانی فرموده است ـ و بر همان اساس، تکالیفی را هم از او توقع دارد. تابهحال صحبت ما در این بود.
ممکن است در اینجا شبهه و مسئله پیش بیاید که برای ردّ آن مجبور شدم این مطلب را عنوان کنم و بعد بهدنبال مطلبی که در پی [آن هستیم] برویم.
شبهۀ منافات امر به معروف با آزادی انسان در امور فردی
آن [شبهه] این است:اگر قرار باشد که هرکسی در راه و روش خود مسیر جداگانهای در پیش بگیرد، پس دیگر امر به معروف و نهی از منکر کجا میرود؟ هرکسی راهی در پیش میگیرد و حرکت میکند و هر عمل خلافی را هم مرتکب میشود و وقتی انسان به او میرسد و میگوید: «چرا این کار را انجام میدهی؟» میگوید: «ما یک راه خاص خودمان را داریم! تو چه میدانی [و] از کجا خبر داری؟!» نماز نمیخوانَد؛ میگوییم: «چرا نماز نمیخوانی؟» میگوید: «آقا، من روشی برای خودم دارم!» مثل این درویشها [که] میگویند: «نماز دو رکعت بود آن را هم علی خواند؛ دیگر از گردن همه ساقط شد!» یا اینکه [میگوییم:] «چرا روزه نمیگیری؟» میگوید: «ما قرصش را میخوریم! چرا روزه بگیریم؟! روزه برای آدمهایی است که فقر و گرسنگی و تنگدستی را احساس کنند؛ اما الآن این حرفها نیست. روزه برای صحت بدن است و اگر ما بتوانیم به طُرُق دیگری این صحت را تأمین کنیم، دیگر روزه هم ساقط است!» و امثال این قضایا. [میگوییم:] «چرا حج انجام نمیدهی؟» [میگوید:] «پولمان را برداریم ببریم بدهیم دست آن عربها!؟ [یا] گوسفند بکشیم؟! آن هم در این وضع فعلی که هر یک ریال که حاجی میبَرَد، اینقدر اهمیت دارد که برای ما حکم حیات و مرگ را دارد!»
- سورۀ ص (38) آیۀ 71 و 72. ترجمه:
«ما به ملائکه فرمودیم که میخواهیم بشری از خاک خلق کنیم؛ وقتی ما خلقت او را درست به اتمام رساندیم و از نظر تکامل جسمی و روحی به مرحلۀ کمال و به مقام انسانیت رسید، برای او به سجده بیفتید.»
- سورۀ ص (38) آیۀ 71 و 72. ترجمه:

