در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

بررسی تشریعی یا تکوینی بودن امر خدا به سجده ملائکه بر آدم

14805
نسخه عربی

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

6
  • لزوم حمل به صحت افعال مؤمن و پرهیز از قضاوت نابجا

  • به‌طور کلی تا وقتی انسان از خصوصیات فعل یک شخص اطلاع پیدا نکند، نمی‌تواند راجع به او قضاوت کند. بر همین اساس است که در روایات داریم: مؤمن باید فعل برادر مؤمن خود را بر صحت حمل کند.1 [وقتی] ظاهراً فعل خلافی از او می‌بیند، باید بر صحت حمل کند؛ و الاّ فعل خوب را که حمل به صحت نمی‌کنند! اگر دید تکرار شد [و] چند مرتبه انجام گرفت، آن‌وقت مسئله فرق می‌کند؛ که عرض می‌کنم. در یک روایت داریم:

  • اگر تا هفتاد بار فعل برادر مؤمن بر صحت حمل شد و بار هفتادویکم انسان حمل بر صحت نکرد، در ایمانش نقص است.2

  • چون دواعی برای انجام فعل [و] منظور و جهتِ فعل، بی‌نهایت است. ما فقط یک فعل را می‌بینیم، [اما اینکه] این فعل به چه جهت انجام گرفته، آن را متوجه نمی‌شویم؛ لذا آن جنبۀ خلافش را در نظر می‌گیریم و بر آن معنای خلاف حمل می‌کنیم.

  • شنیدم یکی از آقایانِ منبری طهران نقل می‌کرد؛ می‌گفت من در جلسه‌ای صحبت ‌می‌کردم [و] منبر می‌رفتم. عادت ایشان هم این بود [که] وقتی صحبت می‌کردند، فقط متوجه یک جهت می‌شدند و یک جهت را نگاه می‌کردند. به یک سمت فقط چشمشان را می انداختند. یک روز بنده‌خدایی کنار منبرِ آقا نشسته بود و داشت از مطالب ایشان بهره‌مند می‌شد. دید آن جهتی که ایشان دارد چشمش را می‌اندازد، پنجرۀ همسایه است و زنی دارد از آن پنجره به بیرون نگاه می‌کند و مسلّم [است] که این آقا دارد آنجا را تماشا می‌کند! جایی مناسب و مطمحِ 3نظر است و کسِ دیگری هم که متوجه نمی‌شود. و آقا هم مشغول صحبت و (یا علی)! وقتی صحبت ایشان تمام شد و آمد، [آن شخص] گفت: «آقا! منبر پیغمبر... این صحبت‌ها... این مسائل؟! آخر انسان باید ‌قدری مراعات کند؛ قدری دقت کند!» ایشان گفت: «مگر ما چه‌کار کرده‌ایم؟» گفت: «شما چه‌کار می‌کردید؟! شما یک ساعت است دارید به آن زن نگاه می‌کنید!» گفت: «کدام زن؟!» گفت: «آن زن که یک ساعت از پنجره [به بیرون نگاه می‌کرد]من داشتم تماشا می‌کردم!» گفت: «عجب! پس خودت داشتی یک ساعت آن زن را می‌دیدی نه من! خودت داشتی چشمت را می‌انداختی! خیلی خب، حالا تو بیا به‌جای من بنشین.» این آقا را بلند کرد، آورد سر جای خودش. [آن آقا] نشست، دید جایی را نمی‌بیند! [چون] آن شخص در زاویه‌ای قرار گرفته بود که آنجا پیدا بود؛ این آقای منبری زاویه‌اش فرق می‌کرد! منتها او به‌حساب اینکه [منبری] دارد آنجا را تماشا می‌کند، این عمل را به‌حساب آقا می‌گذاشت.

    1. الکافی، ج 2، ص 362:
      «عن أبی عبدِ اللهِ علیه السّلام قالَقالَ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فی کلامٍ لَه: ”ضَع أمرَ أخیکَ علیٰ أحسَنِه حَتّیٰ یَأتیَکَ ما یَغلِبُکَ مِنه و لا تَظُنَّنَّ بِکلمةٍ خَرَجَت مِن أخیکَ سوءًا و أنتَ تَجِدُ لها فی الخیرِ مَحمِلًا». ترجمه:
      «امام صادق علیه السّلام فرمود: امیرالمؤمنین در کلامی که از ایشان است فرمود: ”امر برادر [مؤمن] خودت را بر بهترین وجه آن حمل کن تا زمانی که از او چیزی که باعث غلبۀ ظنّ تو [به یک طرف] است به‌سوی تو بیاید. و به کلامی که از برادرت صادر شده گمان بد مبر، درحالی‌که برای آن وجه صحیحی می‌یابی.“» (محقق)
      الخصال، ج 2، ص 622:
      «[قالَ أمیرالمؤمنین علیه السّلام:] اطلُب لِأخیکَ عُذرًا فَإِن لَم تَجِد لَهُ عُذرًا فالتَمِس لَهُ عُذرا
    2. مصباح الشّریعة، ص 173:
      «...إذا رَأیتُم أحَدَ إخوانِکُم فی خَصلَةٍ تَستَنکِرونَها مِنهُ فَتَأوَّلوها سَبعینَ تَأویلًا فإنِ اطمَأنَّت قلوبُکُم علیٰ أحَدِها و إلّا فَلوموا أنفُسَکُم حَیثُ لَم تَعذِروهُ فی خَصلَةٍ یَستُرُها علیه سبعین [سَبعونَ] تَأویلًا فأنتُم أولیٰ بالإنکارِ علیٰ أنفُسِکُم مِنه
      إحقاق الحق، ج 19، ص 525، به نقل از المشرع الرّوی:
      [قالَ الصّادقُ علیه السّلام:] إذا بَلَغَکَ عن أخیکَ ما تَکرَهُ، فاطلُب لَهُ العُذرَ إلیٰ سَبعینَ عُذرًا، فَإن لَم تَجِد لَه‌ُ عُذرًا، فَقُل لِنَفسِکَ: لَعَلَّ لَهُ عُذرًا لا نَعرِفُه». ترجمه:
      «امام صادق علیه السّلام فرمود: ”هنگامی که از برادر مؤمنت چیزی به تو رسید که آن را ناخوشایند می‌داری، برای او به‌دنبال عذر باش تا هفتاد عذر. پس اگر برای او عذری نیافتی، با خودت بگو: شاید عذری داشته باشد که من آن را نمی دانم.“» (محقق)
    3. فرهنگ معین: «منظر؛ جای تماشا»