در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

بررسی تشریعی یا تکوینی بودن امر خدا به سجده ملائکه بر آدم

14805
نسخه عربی

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

3
  • دیدگاه باطل برخی افراد نسبت به حج

  • در روایتی دیدم که پیغمبر اکرم فرمودند: «در آخرالزّمان مردم حج را برای تجارت انجام می‌دهند.»1 می‌روند تجارت کنند [و] جنس بیاورند. همین که الآن داریم می‌بینیم؛ تمام فکر و ذکر حاجی [از] موقعی که دارد حرکت می‌کند، [این است که] چه بیاورد؛ آن جنس را بیاورد اینجا بفروشد [و] چقدر استفاده و منفعت ببرد.

  • [وقتی به] مدینه می‌رود، قبل از اینکه زیارت قبر پیغمبر را انجام دهد اول‌کاری که می‌کند [به بازار می‌رود.] یا اینکه احتراماً می‌رود یک زیارت دست‌وپاشکسته‌ای انجام می‌دهد و دیگر شما او را [در حرم] نمی‌بینید و فقط در بازارها می‌بینید تا وقتی ماشین به‌سمت مکه حرکت می‌کند!

  • وقتی هم به مکه می‌رود، می‌خواهد زود همان شب اول برود این اعمال را انجام دهد [و] از این احرام لعنتی که پدرش را درآورده بیرون بیاید! دو ساعت نمی‌تواند صبر کند که دو لباس احرام بر تنش باشد! این که دارم می‌گویم، من خودم شنیده‌ام! در آن سفری که به مکه رفتیم، از [یکی از] این حاجی‌ها شنیدم [که] می‌گفت: « این آشیخ نمی‌آید ما را ببرد از این احرام لعنتی بیرون بیاییم؟!» این‌قدر برایش مسئلۀ سختی است!

  • خدا رحمت کند آقا شیخ صدرای اراکی را، شنیدم فوت کردند. پیرمردی بود؛ برای خودش حالی داشت. آن سالی که ما مشرف شدیم، روحانی کاروان ما بود. خب پیرمرد است، بین مکه و مدینه حدود هشتادنود فرسخ فاصله است، حرکت از مدینه به مکه آن هم با این ماشین‌هایی که همه سرباز هستند [و] آفتاب می‌خورَد، ‌قدری مشکل است. آن‌وقت این مردم با آن کیفیت [به مکه] آمدند. ما تقریباً نزدیک ظهر حرکت کردیم، شب حدود ساعت ده‌و‌خرده‌ای به مکه رسیدیم، همه خسته [و] کوفته. گفتیم شب می‌خوابیم، استراحتی می‌کنیم و فردا می‌رویم اعمال عمره (طواف و سعی و تقصیر و...) را انجام می‌دهیم. [اما] این ملت پایشان را در یک کفش کرده بودند و این پیرمرد را مجبور کردند که باید بلند شوی بیایی، همین امشب ما از لباس احرام بیرون بیاییم و راحت شویم! واقعاً من دلم به حال این بندۀ خدا سوخت که با چه حال نزاری [رفت]. هرچه ایشان به آنها گفت: «به خدا من دیگر جان ندارم، به خدا رمق ندارم» [اثر نداشت]. آخر یک شب بگیرید بتمرگید! آخر مگر چه مشکلی دارید؟! خب [فقط] دو تا لباس احرام تنتان است!

    1. تهذیب الأحکام، ج 5، ص 462:
      «عن عبدِ اللهِ بنِ حَمّادِ الأنصاریّ، عن محمّدِ بنِ جعفرٍ عن أبیه علیه السّلام، قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صلّی اللهُ علیه و آله و سلّم: یأتی علی النّاسِ زمانٌ یکونُ فیه حجُّ الملوکِ نُزهَةً و حجُّ الأغنیاء تجارةً و حجُّ المساکینِ مسألةً.»
      تفسير القمي، ج ‌2، ص 303 ـ 306: 
      عن عبدِ اللهِ بن عبّاسٍ قال: حَجَجنا مع رسولِ اللهِ صلّی اللهُ علیه و آله و سلّم حجّةَ الوداع... فقال: إنّ مِن أشراطِ القیامة... یا سلمانُ! و عندَها تَحُجُّ أغنیاءُ أُمّتی للنُّزهةِ و تَحُجُّ أوساطُها للتّجارةِ و تَحُجُّ فقراؤُهم للرّیاءِ و السُّمعة.»
      معاد شناسى، ج‌ 4، ص 8 ـ 19:
      «از عبدالله بن عبّاس كه او گفت: 
      ما با رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در حجّة‌الوداع به حجّ مشرّف شديم... پس از آن رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود: ”به‌درستى كه از علامات قيامت آن است كه‌... اى سلمان! در آن زمان، اغنياء و ثروتمندانِ امتِ من كه به حج مي‌روند براى تفريح و تفرّج است، و حج متوسّطين از امت براى تجارت و خريد و فروش است، و حج فقراء از امت من براى خودنمایى و صيت و شهرت است‌.“»