اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
7مُنبسط بودیم و یک گوهر همه *** بیسر و بیپا بُدیم آن سر همه [یک گوهر بودیم همچون آفتاب *** بیگره بودیم و صافی همچو آب] چون به صورت آمد آن نور سَرِه *** شد عدد چون سايههای كنگره1 یا در یک جا میگوید که ما در آن عالم همه بیرنگ و بینشان بودیم.2 اینها همه اشاره به اینجاست.
خلاصه برای خودمان عالمی داشتیم. آنجا شروع کردیم برای خودمان [شعر] گفتن! در همین حین که داشتم به این طفل نگاه میکردم، یکمرتبه دیدم دوباره این انسانی که جسم و خصوصیّات یک انسان را دارد، دوباره رفت و تبدیل به آن صورت شد و از آن عالم حرکت کرد و رفت و تبدیل به عالم معنا و بدون صورت شد.
یعنی الآن اگر به من بگویند: «نحوۀ نزولِ وجود منبسط به این عالم چگونه است؟» نه دلیل و برهانی میخواهم، نه احتیاج به قاعدۀ فلسفی دارم، نه احتیاجی به مسائل ملاّصدرا و بوعلی و امثالذلک دارم؛ احتیاج به هیچکدام از اینها ندارم. خیلی راحت در عرض یک ثانیه تمام این مسائل را برای ما بیان کردند. حالا شما بدانید برای آن کسی که بدون حساب و کتاب تمام اسرار عالم پیدا شده چه خبر است! دیگر نه کتابی میخواهد، نه حسابی میخواهد، نه مطالعهای میخواهد، نه خصوصیات دیگری میخواهد؛ آنجا دیگر خیلی عالی است!
آیات دال بر انطباق شرایط خلقت هرکس با مقتضای وجود او
در این آیه میفرماید: ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٞ تَنتَشِرُونَ﴾؛3 «ما شما را از خاک آفریدیم، بعد شما بشر شدید و شروع به فعّالیت و گسترش کردید»؛ این [مرحلۀ] اول. در [مرحلۀ] دوم که همه مبتلا بِهِ آن هستیم میفرماید: ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾؛4 «از آیات خدا این است که از میان خودتان، خدا برای شما زوج برگزید و خلق فرمود تا اینکه برای همدیگر باعث سکونت و آرامش شوید.» نفس ما بدون زوج آرامش نمیپذیرد؛ خلقت ما خلقتی است که برای آرامش نیاز به زوج و تأهّل دارد؛ هم زن نسبت به مرد و هم مرد نسبت به زن. این دو باید در کنار هم باشند تا آن آرامش تأمین شود: ﴿وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةً﴾. این دو تا که یکی اینطرف کرۀ زمین و یکی آنطرف کرۀ زمین بود، چطور میشود که وقتی میآیند به همدیگر میرسند، یک «أنکَحتُ مُوَکِّلَتی لِمُوَکِّلِک» خوانده میشود و «قَبِلتُ» در جواب گفته میشود، این چه کار میشود در این قضیه که این دوتا به همدیگر تمایل و تجاذب پیدا میکنند؟ این مسئله از کجاست؟﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ﴾ از آیات خداست.
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اوّل، ص 19.
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اوّل، ص 111:
چون كه بىرنگى اسير رنگ شد *** موسيى با موسيى در جنگ شد چون به بىرنگى رسى كان داشتى *** موسى و فرعون دارند آشتى گر تو را آيد بر اين نكته سؤال *** رنگْ كِى خالى بوَد از قيل و قال اين عجب كاين رنگ از بىرنگ خاست *** رنگ با بىرنگ چون در جنگ خاست؟! - سورۀ روم (30) آیۀ 20.
- سورۀ روم (30) آیۀ 21. مهر تابان، ص 426، تعلیقۀ 1:«و از آيات خدا اين است كه از خود شما براى شما جفتهایى آفريده است تا در پناه آنان آرامش بگيريد و خداوند بين شما مودّت و رحمت قرار داد، بهدرستي كه در اين جهت نشانههایى است براى گروهى كه تفكّر كنند.»

