اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
3معنای ﴿خَلَقَكُم مِن تُراب﴾ در آیۀ شریفه
در این آیه نمیفرماید که ما «بدنهای» شما را از خاک آفریدیم؛ [بلکه میفرماید:] ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ﴾؛ «شما را از خاک آفریدیم نه بدنتان را.» بدن که مسلّماً از خاک است؛ یعنی تغییر و تحولاتی در این خاک پیدا میشود تا اینکه استعدادِ تجرد در آن پیدا میشود. [سپس] بهواسطۀ خطابِ ﴿وَ نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾،1 آن تجرد تام و آخری در خاک و ماده پیدا میشود و بهواسطۀ آن «نَفْخِه»، به آن مرحلۀ تجرد تام میرسد.
وقتی [با این سیر] به آن مرحله رسید، [در حقیقت] نفس آدمی از خاک تکوّن پیدا کرده است. این معنای خلقت از تراب است.
خاک، ریشۀ تکوّن نفس مجرد انسان
بنابراین، این آیه میتواند دلیلی باشد بر اینکه همین ماده و خاک است که باعث تکوّن نفس انسان میشود؛ برخلاف آن افراد وآقایانی که معتقدند حساب نفْس از حساب بدن جداست؛ [آنان معتقدند] دو جهت در این عالم در حال حرکت است: یکی جهت ماده و به موازات آن جهت مجردات. جهت ماده سیر خودش را طی میکند و مجرّد هم سیر خودش را طی میکند. این خاک که به غذا تبدیل میشود و در وجود انسان به نطفه تبدیل میشود، وقتی در رحم مادر قرار میگیرد، حالتِ مادی خودش را طی میکند و وقتی به مرحلهای میرسد که استعداد افاضۀ روح به او میشود، روح از جانب پروردگار و از عالم مجردات به او عنایت میشود.
نظریۀ بوعلی در منشأ نفس مجرد و نقد نظر ایشان
همانطوری که مرحوم شیخالرئیس بر این مطلب معتقدند:
هَبَطَت إلَيكَ مِنَ المَحَلِّ الأرفَع *** وَرقاءُ ذاتِ تَعَزُّزٍ وَ تَمَنُّع2 ایشان معتقدند که حساب ماده از حساب نفس و روح جداست؛ هرکدام برای خودشان حسابی دارند: روح از عالم بالا میآید و بدن هم در رحم مادر قرار دارد؛ این دو تا به همدیگر پیوستگی پیدا میکنند و آن جنین در رحم مادر جان میگیرد.
- سورۀ حجر (15) آیۀ 29؛ سورۀ ص (38) آیۀ 79. معادشناسی، ج 6، ص 247:
«من از روح خودم در آدم دميدم.» - وفیات الأعیان، ج 2، ص 160، به نقل از ابوعلیسینا؛ معادشناسی، ج 1، ص 82:
«هبوط و نزول كرد بهسوى بدن تو از بالاترين محلّ و عالىترين مرتبه، كبوترِ ورقاء روح كه داراى مقامى بس عزيز و محلّى منيع است.»
- سورۀ حجر (15) آیۀ 29؛ سورۀ ص (38) آیۀ 79. معادشناسی، ج 6، ص 247:

