تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
8جان من! وظیفۀ شیطان این نیست. وظیفۀ شیطان بالاتر از این حرفهاست! وظیفۀ شیطان و آن زحمتی که شیطان میبرد این است که نگذارد بنیآدم و افراد انسان به مقام پروردگار و به حریم کبریا راه پیدا کنند. ما خیال میکنیم شیطان فقط برای این است که حرامها و گناههای ظاهری را درون انسان وسوسه کند و انسان دروغی بگوید، غیبتی بکند، تهمتی بزند، دزدی بکند، شربخمر بکند، قماری بکند و امثالذلک.
بله، این یکی از آنهاست. این پایینترین مرحلۀ وظیفۀ شیطان است. ولی اینها وظیفه مهم او را تشکیل نمیدهد، اینها باعث آن فشار و زحماتی که ایشان برای انحراف و اغوای بنیآدم میکِشند نیست. این گناهها با یک توبه حل میشود و مسئلهاش از بین میرود؛ این گناهها با یک استغفار مضمحل میشود. آنچه وظیفۀ شیطان است این است که بیاید آن خصوصیّات نفسانی و انانیّت و تَفَرعُن و حب ریاست و حب جاه و حب شخصیت و آنهایی که به این زودی از بین نمیرود، درون انسان تقویت کند؛ آنها را برای انسان نیکو جلوه بدهد و در مقابل انسان قرار بدهد؛ که آنها سد و مانع هستند. آن وظیفۀ شیطان و ابالسه و زیردستهای اوست. اما گناه ظاهر انجام دادن که [چندان مسئلهای نیست]؛ انسان یک توبه میکند، یک استغفار میکند [مسئله تمام میشود]. نمیخواهم مطلب را کوچک جلوه بدهم، ولی در مقابل آن گناهها و آن خطرات اینها هیچ است و ارزش ندارد.
حکایت دربارۀ حب جاه و شخصیت نهفته در انسان
نقل میکنند:
شخصی مریدانی داشت. با جمعی از آنها در کوچه حرکت میکرد. مردم هم جمع شده بودند و نگاه میکردند. مریدان هم بهدنبال او. همینکه داشتند میآمدند، یکمرتبه از الاغی که از آن جلو رد میشد، صدایی آمد و این آقای مراد (شخصی که افراد را بهدنبال خودش داشت) غش کرد و افتاد!
رفتند و آب آوردند و صورت آقا را آب زدند و به حال آوردند. وقتی که افاقه پیدا نمودند سؤال کردند:

