در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک

آمادگی بیشتر جوان در تلقی حق

14908
نسخه عربی

تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک

5
  • وصیت یکی از صحابۀ پیامبر برای انفاق پس از مرگ او

  • پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله‌وسلم یکی از اصحابشان از دنیا رفته بود. به آن حضرت عرض کردند که: «وصیت کرده است فلان مقدار از اموالش که خرما بوده را شما انفاق کنید!» حضرت رفتند و آن خرماها را انفاق کردند و وقتی که آمدند یک خرمایی روی زمین افتاه بود؛ حضرت آن را برداشتند و فرمودند:

  • «اگر این را در زمان حیات خود انفاق می‌کرد، برایش بهتر بود از اینکه این مقدار اموال را بعد از حیات خود انفاق کند؛ آن هم به‌واسطۀ من! (چون من هر چیزی را در جای خودش قرار می‌دهم، باز آن را که خودش انفاق می‌کرد برایش مهم‌تر بود!)» 1

  • آمادگی بیشتر جوان در تلقی حق و نفی تعلّقات

  • تمام افراد بشر دارای روحیات متفاوتی هستند. مثلاً آمادگی جوان برای تلقّی مطالب حقه بیش از افرادی است که پا به سن گذاشته‌اند. چون جوان هنوز آلودگی‌اش به دنیا و تعلّقش در دنیا کمتر است و به مسائل واقعی و حقیقی( که عبارت است از نفی تعلقات و شئونات و همان وحدت و معنای تنازل پیدا کردۀ توحید که عبارت است از همان معنای لا اله الا الله) نزدیک‌تر است از افرادی که پا به سن گذاشته‌اند و مدام این معنای لا اله الا الله و توحید را در خودشان از بین برده‌اند و به خودشان زنگار و زنگوله و زیب و زیور بسته‌اند؛ تعلقاتی که در دور و بر خودشان برای خودشان جمع کرده‌اند آنها را از این معنای توحید دور کرده است؛ لذا آمادگی جوان برای شنیدن مطالب حقه و مطالب واقعی بیشتر است از افرادی که پا به سن می‌گذارند؛ خیلی بیشتر است! رشد و حرکت جوان به‌سوی کمالات خیلی شدیدتر است. من‌باب‌مثال اگر مردی که در سن پنجاه یا شصت سال است را در نظر بگیریم و او بخواهد حرکت کند و سریع [هم] حرکت می‌کند، اگر بخواهد جهش کند، جوان پَرِش می‌کند! آن سرعتی که یک جوان برای دستیابی به کمالات دارد بسیار شدیدتر است از آن سرعتِ شخصی که پا به سن گذاشته و می‌خواهد این راه را برود و این حرکت را بخواهد انجام بدهد؛ او نمی‌تواند و زورش را ندارد که این کار را بکند! لذا تا جایی که انسان می‌تواند باید در دوران جوانی مسائل خودش را حل کرده باشد و باید راه خودش را برود و باید در صراط مستقیم قرار بگیرد.

    1. لآلی الأخبار، ج 3، ص 101:
      «و قد روی: أنّ رجلًا شابًّا مِن الأنصار جَمَعَ مالًا کثیرًا مِن الحَلالِ فَمَرضَ و عادَهُ رسول الله فی جماعةٍ فَقالَ له: یا رسول الله أوصیکَ أن تَتَصَدَّقَ أموالی کلَّها علی الفُقَراءِ و المساکینَ بیَدِکَ بَعدَ وَفاتی، فَقَبلَ رسول الله وصیَّتَه. فَلمّا ماتَ أمرَ بِضبطِ أموالِه ثُمّ ذَهَبَ فی داره و تَصَدَّقَ أموالَه کلَّها بیَدِه. فقالَ الرّاوی قُلتُ فی نفسی: لِلأغنیاء خیرُ الدّنیا و الآخرة! فَنَظَرَ رسول الله صلّی الله علَیه و آله و سلّم إلیَّ و عَلِمَ ما أضمَرتُه فَأخَذَ تَمرةً مِن مالِه و رَفَعَ یَدَه حتیٰ ظَهَرَ إبطُه ثُمّ نَظرَ إلیَّ فقالَ: ما الذی بیَدی؟ فقُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ تَمرةٌ واحدةٌ مِن التّمرات! فقالَ: و الّذی أرسَلَنی بِالحَقِّ نبیًا صِدقًا لو تَصَدَّقَ هذا الرّجلُ بیَدِه تَمرةً واحدةً لَکانَ خیرًا لَه مِمّا تَصَدَّقتُه عنه