تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
4خلقالله هم ایستادهاند که این آقا [پولها را] دربیاورد و آنها هم جیبها را پُر کنند. همینکه کیسۀ اول درآمد، نعرۀ این مرتیکه به هوا رفت؛ [کیسۀ] دوم [درآمد] همینطور... . [استاد] دید نه آقا، او دارد خودش را از بین میبرد! ولی بههرصورت قدری صبر و تحمل کرد تا اینکه کمکم تمام شد.
او هم دیگر از شدت و اضطرابش افتاد و دید که بالأخره تن به قضا بدهد و خودش را نکُشد و زنده بماند؛ حالا پولش رفت [که] رفت! بالأخره پولها را درآوردند و او هم راحت شد.
1 اهمیت انفاق در زمان حیات نسبت به وصیت به انفاق
لذا در زمانِ [حیات] انفاق کردن خیلی مهمتر است تا انسان وصیت کند برای بعد از آن زمان. [دیگر وصیت به انفاق] ثوابش خیلی کم است.
اصلاً میدانید چرا وصیت میکند؟ این بندهخدایی که وصیت میکند ثلث مال من را خرج امام حسین بکنید، به تکایا و امثالذلک بدهید، چرا در زمان حیات خودش این کار را نمیکند؟
او میبیند وقتی که دارد از این دنیا میرود و دستش دارد کوتاه میشود، [با خود میگوید:] چرا ورثه بخورند؟! مقداری هم مثلاً برای امام حسین بگذرایم؛ [برای همین] به حساب امام حسین واریز میکند. امام حسین میگوید:
«بابا ما این پولت را نمیخواهیم! اگر راست میگویی، در زمان حیات خودت این کار را انجام میدادی!»
به قول معروف قضیۀ این شخص، قضیۀ آن روغنِ ریختۀ چراغی است که میگویند نذر مسجد میکنند! حال که دارد میمیرد، میگوید:
«با ثلث مال من این کار را بکن، برایم نماز بخوان، روزه بگیر، حج انجام بده» و امثالذلک.
هرچه هست باید در همینجا و همین زمان باشد. آنچه برای انسان باقی میماند و آنچه برای انسان مفید است این است که انسان در همین دنیا تعلقات خودش را از بین ببرد؛ با وجودی که تعلق دارد نفی تعلق بکند. ولی وقتی که دستش از همه چیز کوتاه شد، آن موقع دیگر خیلی نتیجهای به بار نخواهد آورد.
- رجوع شود به شرح فقراتی از دعای أبوحمزه ثمالی، ج 1، ص 93.

