تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار
5روایتی مبنی بر خلقت افرادی قبل از حضرت آدم
و اما ما از اعتراض ملائکه یک نکته را میفهمیم و آن اینکه همانطوری که در روایات داریم و از امیرالمؤمنین علیه السّلام این روایت نقل شده که از حضرت سؤال کردند: «آیا افرادی در زمین قبل از خلقت آدم وجود داشتند یا نه؟» حضرت میفرمایند: «بله، وجود داشتند.» بعد سؤال میکنند: «آیا قبل از آنها هم بودند؟» حضرت میفرمایند: «[بله،] بودند.» و هَلُمَّ جَرًّا.1و2
صحبت در اینجا است؛ یکی از آیاتی که دلالت میکند بر اینکه انسان اشرف مخلوقات است، همین اعتراض ملائکه است.
وقتى كه ملائكه اعتراض مىكنند كه خدایا چرا آمدى خلقی را خلق كردى در حالتى كه ما تسبیحت مىكنیم؟ از این اعتراض این نكته روشن مىشود؛ اگر قرار بود قبل از خلقت ما افرادى بودند و خداوند متعال افرادى را خلق مىكرد در رتبه و موقعیت ما، دیگر جاى اعتراض براى ملائكه نبود دیگر خدا به آنها نمىتوانست بگوید: ﴿إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾ چون ملائكه قبل از خلقت ما به وجود این سرّ اطلاع پیدا مىكردند و این خلق جدید مانند آنها، درست مثل آنها بود؛ پس بنابراین دیگر اینها نمىتوانستند اعتراض كنند. اگر قرار بود خدا مانند ما قبلا خلق مىكرد این ملائكه بر آن خلق اطلاع پیدا مىكردند این خصوصیات را مىدانستند، آن سرّى كه خدا در وجود انسان قرار داده و [در] بقیهى اشیاء قرار نداده اینها اطلاع پیدا مىكردند. خب دیگر اعتراض نمىكردند و مىگفتند: «این هم مانند آن است.» چون مانند انسان قبلا نبوده اینها خیال كردند این هم مثل بقیه است؛ چون این خصوصیت تا به حال در خلقى از مخلوقات نبوده ملائكه خیال كردند این هم در ردیف بقیه است و اعتراض كردند و لذا اعتراض نمىكردند.
ضرورت سجدۀ ملائکه بر افراد قبل از آدم در صورت وجود سِرّ آدم در آنها
از اینجا میتوانیم استفاده کنیم که اگر قبل از ما انسانی به مقام و موقعیت ما بود و آن خصوصیتی که خداوند متعال در وجود انسان قرار داده بود، در وجود امثال انسان در خلقهای ماقبل قرار داده شده بود، ملائکه میبایست برای آنها زودتر سجده میکردند، نه برای آدم! چون طبق قاعدهای که بین طلبهها رواج دارد، میگویند: «حُکمُ الأمثالِ فی ما یَجوزُ و فی ما لایَجوزُ واحِدٌ؛3اگر دو چیز، مانند همدیگر باشند، در صفات سلبیه و صفات ثبوتیه [نیز] نظیر و مثل هم هستند.»
- هَلُمَّ جَرًّا: به همین ترتیب؛ همچنین. (محقق)
- رجوع شود به قصص الأنبیاء علیهم السّلام، راوندی، ص 35 ـ 40؛ ناسخ التّواریخ، مجلّد هبوط آدم، ج 1، بخش 3، ص 48.
- الأربعین فی أصول الدین، فخر رازی، ج 2، ص 323.

