تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار
6علت اینکه خدا به ملائکه گفت به آدم سجده کنید، [آیا] بهخاطر خال و چشم و ابرو و قدّ سهمتری [و] رنگ پوست و خصوصیات بدن آدم بود، یا بهخاطر آن بود که گفت: ﴿إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾؟! بهخاطر جهت جهل بود؛ بهخاطر سرّی بود که ملائکه به آن جاهل بودند.
اگر آن سِر در نسلهای قبل از آدمیان وجود داشت، باید ملائکه قبل از سجده به حضرت آدم به آنها سجده کنند؛ چرا باید به آدم سجده کنند؟! [چراکه] همین خصوصیت به همین کیفیت در آنجا [هم] هست! خدا که مثل ما کارهای فُرمالیته و بدون حکمت و مصلحت انجام نمیدهد [که بگوید]: «چون دلم میخواهد، به آدم سجده کنید!»1
انطباق کامل اوامر تشریعی با عالم تکوین
لذا افرادی که میگویند: «بین خلق و امر فاصله هست» کاملاً در اشتباه هستند؛ اصلاً بین خلق و امر، حد فاصلی وجود ندارد! مطلبی که امروزه مطرح است این است که: «چه اشکال دارد تکوین بر اساس و مشی جداگانهای باشد، امر و نهیِ پروردگار و شریعت نیز بر مبنای جداگانهای باشد و اینها ربطی به همدیگر نداشته باشند؟!» همان حرفی که معتزله میزنند! میگویند: «اشکال ندارد که خداوند متعال انسان را امر به محال کند؛ خدا قادر مطلق است، هم امر میکند و [هم] وقتی که نتوانستیم انجام دهیم, عقاب و عذاب میکند! گردنش کلفت است، هر کاری از او برمیآید؛ چه ما بخواهیم، چه نخواهیم!»2
ردّ قائلین به عدم لزوم انطباق تشریع با تکوین
این آقایان اینطور میگویند:
«عالم تکوین (عالم خلقت) حسابوکتاب جدایی برای خود دارد: از یک طرف، خداوند انسان را بر اساس شاکلهای خلق کرده و خصوصیّاتی در نفس او قرار داده است؛ از طرفی خدا دلش میخواهد و نواهی و اوامری را جعل میکند دنگش میگیرد [و میگوید]: «آقا، صبح دو رکعت نماز بخوان، سه رکعت نخوان؛ دلم میخواهد!» چرا؟! «به تو مربوط نیست! همین!»
ولی نکته در اینجاست که هر شریعتی باید منطبق با حقیقت باشد و راه برای حقیقت باشد. امکان ندارد خداوند و پروردگار متعال وجودی را متکوّن کند و تکوینی از او متحقق شود، درحالتیکه راهی که برای آن تکوین قرار داده، خلاف و مخالف با شاکله باشد. نتیجهای که از مطلب آقایان گرفته میشود این است که منبابمثال ممکن است شرب خمر از نقطهنظر تکوین کاملاً برای انسان مصلحت داشته باشد و برای بدن و روح او مفید باشد و با تمام شاکلۀ او ارتباط[مفید] و مصلحت داشته باشد، اما نهی پروردگار [به آن] تعلق گرفته [باشد و] ما باید ترک کنیم! اینها اینطور میگویند.
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون علم ملائکه و اشرفیّت انسان از ملائکه و مباحث مربوط به آن، رجوع شود به افق وحی، ص 130 ـ 174؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 245 ـ 247.
- الإبانة عن أصول الدیانة، اشعری، ص 138؛ اللمع فی الردّ علی اهل الزّیغ و البدع، اشعری، ص 98 ـ 101؛ مقالات الشیخ أبیالحسن الأشعری، ابنفورک، ص 111؛ المطالب العالیة، فخر رازی، ص 305 ـ 313؛ شرح المقاصد، تفتازانی، ج 4، ص 296؛ التّمهید، باقلانی، ص 294.

