در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند

وحدت وجود و به‌هم‌پیوستگی عالم

14438
نسخه عربی

جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند

7
  • یک روز از او سؤال کردم: «درهرصورت، این مطالبی که برای من بیان و نقل می‌کنی مطالب صحیحی است؛ ولی چه تأثیری در وجود تو گذاشته؟! تمام اینها صُوَری است که برای من بیان می‌کنی؛ نفس و وجودت چگونه است؟!»

  • می‌گفت: «من نسبت به این مطالب هیچ غرّه نمی‌شوم و گول نمی‌خورم! آنچه در خودم احساس می‌کنم این است که در خود قابلیتی می‌بینم که استعداد برای رسیدن به مقام کمال را در وجود خود می‌بینم!» گفتم: «زرشک!»

  • در وجود خود این قابلیت را احساس می‌کنی؟! حالا آن قابلیت کجاست؟!گذاشته و رفته است داداش! خدا هدایتش کند! آدم باید دعا کند. [اینجا جای] این حرف‌ها نیست آقا جان! «قابلیت» و [امثال] این حرف‌ها اینجا فایده ندارد! اینجا مسکنت و عجز می‌طلبند، اینجا دعا و نیاز می‌طلبند؛ «من این‌طورم و من آن‌طورم» هیچ فایده‌ای ندارد. ما و بزرگ‌تر از ما ادعاهایی کردیم و سرمان به سنگ خورد. [جای] این حرف‌ها اینجا نیست!

  • حالا آن آیه را فراموش کرده‌ام ان ‌شاء الله اگر مجالی بود مراجعه می‌کنم. اتفاقاً خیلی وقت بود این آیه در ذهنم می‌آمد و می‌خواندم. خیلی آیۀ عجیبی است و تمام درها را به روی انسان می‌بندد. تمام آنچه را ما احساس می‌کنیم، همه را بر باد فنا می‌دهد.

  • احاطۀ ملائک بر اشیاء، در عین شعور و ارادۀ موجودات

  • خلاصۀ مطلب: تمام آنچه در این عالم می‌گذرد، تأثیر و تأثّرات را از بالا می‌گیرند و با علم و شعور تأثیر می‌گذارند و دست از تأثیر برمی‌دارند. در اینکه ملائکی موکّل بر کل عالم وجود هستند و چرخ عالم امکان به‌واسطۀ تدبیر آن ملائک می‌گردد حرفی نیست؛ در اینکه آن ملائک زمام امور را به‌دست گرفته‌اند و تمام موجودات را در چنبرۀ سیطرۀ خود قرار داده‌اند مطلبی نیست؛ [اما] صحبت در این است که آیا آن ملائکه بدون بینش و ادراکِ این موجودات تأثیر می‌گذارند و این موجودات، موجودات بی‌شعوری هستند؟! باد که تحتِ تسخیر ملائکه است، آب و باران که تحتِ تسخیر ملائکه است و قوم نوح را غرقابِ فنا می‌کند، آتشی که در تسخیر ملائکه است و ابراهیم خلیل را در خود همچون گلستان جای می‌دهد، و برف و عوامل و اسبابی که در این عالم حاکم هستند، آیا بی‌شعور هستند و صرفاً آلت دست تغییر و تحریکات ملائکه‌ هستند؟! و همان طور که وسائل نجار که برای ساختن میز و صندلی و تخت و امثال‌ذلک به کار می‌رود و ما آنها را بدون اراده می‌بینیم که نجار دست می‌برد و آن چکش و میخ را برمی‌دارد و بر آن تخت می‌کوبد و تخت درست می‌کند؛ [می‌پنداریم] آن چوب و میز و چکش جان ندارند، و آن ارّه چیزی نمی‌فهمد و مقهورِ ارادۀ نجار است. آیا آنچه ما بی‌جان می‌بینیم، واقعاً این‌طور است، یا خودشان جان و ادراک دارند؟! آن چکشی که الآن روی میخ کوبیده می‌شود، می‌بیند که الان باید به این میخ کوبیده شود! اگر امریّۀ پروردگار بیاید، به جای اینکه چکش روی میخ کوبیده شود، به دست خود نجار می‌زند و پدرش را درمی‌آورد! تا الآن امریّه آمده که به میخ بکوب، الآن امریّه آمد که روی انگشتش بزن و ناخنش را بردار! قضیه این است!