جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند
3وحدت وجود عالم و ادراک نکردن آن توسط جاهلان
یکوقت من خدمت بزرگی بودم، صحبت از مسئلۀ وحدت وجود1 شد. این وحدت وجودی که خیلیها آن را انکار میکنند! صحبت در این شد که بعضی [راجع به وحدت وجود] کتاب نوشته و ادعای فضل و مدعی علم و ادراک هستند. در مشهد [هم] افرادی از این نفهمها راجع به [وحدت وجود] کتاب نوشته [و آن را] رد کردهاند؛ درحالیکه بویی از این مسائل نبردهاند! این کتاب در مقابل ما بود و ورق میزدیم. آن شخص بزرگ رو به من کرد و گفت: «این کتاب را خواندهای؟» گفتم: «بله، خواندهام.» گفت: «چگونه کتابی است؟» گفتم: «مطالعۀ این کتاب برای بعد از غذا خیلی خوب است! اگر انسان غذای سنگینی خورده باشد یک خُرده میخندد و موجب هضم غذا میشود!» این اصطلاح من است؛ بعضی از کتابهایی که میخوانم میگویم: «موجب هضم غذا میشود!» آن هم اینطور بود. بعد صفحهای را آوردیم که ایشان راجع به مسئلۀ وحدت وجود بحث فرموده و دُرَرافشانی نموده بودند! که قدری باعث تفریح و خنده شد.
دیروز عرض شد که آن الاغی که دارد صدا میزند، تسبیح خدا را میکند؛2 آنوقت ما میگوییم: «او مثل خر نمیفهمد!» [درحالیکه] آیۀ شریفه بیان میکند: ﴿بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ﴾؛3 به جان بنده و سرکار، جداًّ و واقعاً قضیّه این است که آن الاغ به وحدت وجود پی برده ولی این شخص نادان هنوز به این قضیّه پی نبرده است!
تناقض نداشتنِ مشاهدات عرفا، دلیل وحدت وجود
خلاصه آن صفحه را که آوردیم، ایشان فرمودند:
«بهترین دلیل برای مسئلۀ وحدت وجود این است که تمام اولیای خدا و افرادی که با این مسئله برخورد میکنند، همه یک خبر و قضیّه را حکایت میکنند و هیچ تفاوتی بین ادراکات آنها، در مشاهداتشان احساس نمیکنیم.»
یعنی میبینیم وقتی [بزرگی] میگوید: «ما به فلان مسئله رسیدیم.» و شخص [بزرگ] دیگری هم که از این مسئله خبر میدهد، میبینیم هر دو یک مطلب را میگویند؛ تفاوتی در نقلقول وجود ندارد. بله، یک مسئلۀ دیگری هست و آن اینکه ممکن است آن شخص دیگر، بالاتر از او را ادراک کرده باشد؛ ولی در آن مرحلهای که او ادراک کرده میبینیم دیگری هم همان را میگوید.
- این مسئلۀ «وحدت وجود» را فقط به عنوان مجمل بگوییم چون شرح و توضیح آن در خور این مجلس و محفل نیست. یکی از مسائل فلسفی است بلکه مهمترین مسئلۀ فلسفی است و به عبارت دیگر میتوانیم بگوییم؛ «در کلّ جهان هستی فقط یک وجود حاکم است و وجودات متعددی که در قوالب متعدد میبینیم, فقط قالب هستند؛ اصل و حقیقتِ آنها فقط یکی است.» این مجمل از قضیه است.
- رجوع شود به جلسه دوم.
- سورۀ أعراف (7) آیۀ 179؛ سورۀ فرقان (25) آیۀ 44. اللهشناسی، ج 3، ص 111:
«بلکه گمراهترند.»

