در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت تشریع

نقش ادراک و شعور موجودات در تشریع احکام و هدایت

16108
نسخه عربی

حقیقت تشریع

6
  • تا وقتی ما در این محدوده هستیم، از آلات و ادواتی که خداوند برای ما قرار داده است بیش از این کار برنمی‌آید؛ آنچه در حیطۀ ادراک و قابل جذب و هضم نیست، نمی‌توانند احساس کنند. برای شنیدن آن صدا، آلت و دستگاه دیگری لازم است. لذا می‌فرماید: ﴿وَلٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾؛ «شما [تسبیح موجودات را] احساس نمی‌کنید.

  • اولین شاهد شعور موجودات: شهادت سنگریزه به نبوت

  • بنابراین [طبق] آنچه از آیات قرآن و روایات ائمه علیهم السّلام و اخبار و مشاهدات اولیاء به‌دست ما رسیده است، مسلّم است و قابل شک و شبهه نیست که تمام موجودات، دارای حسِ شعور هستند و ادراک می‌کنند؛1 سنگ‌ریزه‌ای که در دست پیغمبر به رسالت پیغمبر شهادت می‌دهد،2 رسالت پیغمبر را احساس می‌کند.

  • دومین شاهد شعور موجودات: شهادت سوسمار به رسالت پیامبر

  • آن مردِ عرب حیوانی از جیب خود بیرون می‌آورد و در قبال پیغمبر اکرم قرار می‌دهد که: «یا محمد، اگر تو رسول هستی [باید] این حیوان شهادت بدهد!» آن حیوان شهادت می‌دهد و رسالت پیغمبر را احساس می‌کند.3

  • سومین شاهد شعور موجودات: شهادت حجرالاسود به امامت زین‌العابدین

  • وقتی محمد بن حنفیه که عموی حضرت سجاد علیه السّلام است، داعیّۀ امامت و خلافت بعد از سیدالشهداء علیه‌السلام داشت و احساس می‌کرد که بعد از آن حضرت باید او خلیفه باشد و مقام امامت را ادراک نکرده بود و به آن مقام نرسیده بود و خیال می‌کرد که امامت [فقط] تا حدودی دارای شأن غیرعادی و دارای شئونات علمی است و امامت یکی از صفاتی است که ممکن است هر شخصی به آن دسترسی پیدا کند. وقتی بعد از سیدالشهدا خودش را اَسَنّ و بزرگ‌تر از همۀ افراد دید، ادعای امامت و خلافت کرد و بعضی را به دور خودش جمع کرد. پیش حضرت سجاد می‌آید و می‌گوید: «یا بنَ أخی، شما ادعای امامت می‌کنید درحالتی‌که من از میان افراد فامیل و اهل‌بیت پدرم از همه بزرگ‌تر هستم؛ سوابق من در جهاد و اسلام برای همه روشن است.» حضرت می‌فرمایند: «مقامی را که شایستۀ آن نیستی ادعا نکن!» خلاصه مسئله به شهادت حجرالاسود می‌رسد و حضرت در آنجا دعا می‌کنند و حجرالاسود به امامت حضرت سجاد علیه السّلام شهادت می‌دهد.4

    1. رجوع شود به تفسیر العیّاشی، ج 2، ص 293 و 294؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 536 ـ 538.
    2.  الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 47؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص 283.
    3. الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 38.
    4.  الکافی، ج 1، ص 348.