حقیقت تشریع
3در آیۀ دیگر وقتی فرعون از حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السّلام سؤال میکند که ﴿قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا﴾؛1 پروردگار شما کیست و خصوصیاتش چیست؟ حضرت موسی در جواب میفرماید: ﴿قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴾ [پروردگار ما کسی است که] به هر شیئی خلقت خاصی داده است و براساس همان خصوصیت هم او را هدایت میکند و راه میبرَد.»
به حیوانات خلقت خاصی داده است. خود حیوانات هم با همدیگر تفاوت دارند و دارای اوصاف متفاوتی هستند؛ بعضی دارای اوصافِ ملایمت، لینت، آرامش و سکونتاند و بعضی دارای اوصاف خشونت و درندگی هستند. بعضی مظهر قهّاریّت و جبّاریّت پروردگارند و بعضی دارای متانت و وقار هستند.
لذا خداوند متعال براساس این خصوصیّات، بعضی از حیوانات را برای ما حرام و بعضی را حلال فرموده است و این دخلی به خصوصیّات مادی ندارد. بهجهت ارتباط تنگاتنگی که بین باطن و ظاهر حاکم است و اینکه ظاهر، باطن را درون خود محفوظ نگه میدارد؛ اگر انسان بخواهد از آنچه پروردگار حرام فرموده است تناول کند، آن خصوصیّات باطن بواسطۀ تناول به انسان انتقال پیدا میکند؛ لذا حرام است.
محدودیت علم انسان، سبب توجیهات نادرست برای احکام الهی
همۀ مسائل مادی و آن چرتوپرتها و مزخرفاتی که این و آن میگویند به کناری انداخته میشود؛ ﴿وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا﴾!2 هرچه ما بخواهیم در علم غوطهور شویم و جستجو کنیم، از محدودۀ فکر خود تجاوز نمیکنیم. صانع و خالقی که تمام اشیاء را آفریده است، علم و آگاهیاش بیشتر از ماست؛ اما چه [مقدار] بیشتر؟! منهای بینهایت در مقابل بهاضافۀ بینهایت! تفاوت فقط همین مقدار است!
لزوم عدم اظهار وجود در برابر دستورات اولیای الهی
روی این حساب، ما چارهای نداریم غیر از اینکه در مقابل دستورات اولیا و بزرگان، لُنگ بیندازیم و از خود اظهار وجود نکنیم. هرکسی هم لنگ نینداخت عاقبتش معلوم شد که به کجا رسید. [این] همه در مقابل پیغمبران سرکشی کردند؛ هرکسی مطلبی را بیان کرد؛ اظهار وجود و علم و ثروت و حیات و قدرت و اراده و مشیّت و تکبّر و تَفرعُن و امثالذلک از شئونات و حیثیات دنیا کردند، بعد هم همهشان از بین رفتند. دَولةُ الباطلِ جَولَةٌ و دَولَةُ الحقِّ إلیٰ قیامِ القیامة.3
- سورۀ طه (20) آیۀ 49 و 50.
- سورۀ إسراء (17) آیۀ 85. معادشناسی، ج 3، ص 8:
«به شما از مراتب و درجات علم داده نشده است مگر مقدار اندکی!» - نثر اللئالی، ص 60:
«قال أمیرالمؤمنین علیه السّلام: جَولةُ الباطلِ ساعةٌ و جَولةُ الحقِّ إلَی السّاعة.»

