حقیقت تشریع
10بنابراین تمام موجودات، اینها دارای عقل و ادراک و علم و شعور هستند البته عقل مسئلهاش فرق میکند همان ادراک و شعور هر کدام متناسب با خصوصیت خودشان1
پنجمین شاهد شعور موجودات: توسل گرگ به محضر امام باقر علیه السّلام
مثلاً در روایتی داریم:
امام باقر علیه السّلام با اصحاب خود از سفر مکّه برمیگشتند؛ به نزدیکی کوهی کنار مدینه رسیدند. یکمرتبه گرگ درندهای هرولهکنان از کوه سرازیر شد و به طرف امام باقر پایین آمد. [با اینکه] حضرت ایستاده بود، آن شخصی که همراه امام بود میترسد و خودش را پشت حضرت مخفی میکند که گرگ نیاید او را بخورد! آن گرگِ بندۀ خدا نزدیک اسب یا قاطر حضرت میآید و سرش را بالا میآورد و دو دستش را بر آن اسب میگذارد؛ آن اسب هم از جایش تکان نمیخورد و آرام میایستد؛ [آن گرگ] دهانش را نزدیک گوش امام باقر علیه السّلام بالا میآورد و چیزهایی میگوید. آن شخص میگوید: «من دیدم صداهایی از آن [گرگ] میآید و همهمهای میکند. این را فهمیدم که حضرت میفرمایند: ”بسیار خب! عیب ندارد؛ انشاءالله خدا درست میکند.“ [اما] چیزهای دیگری هم بود که نفهمیدم حضرت چه گفتند و با زبان خودش صحبت کردند.»2
بعد آن گرگ سرش را رو به آسمان میکند و چیزی میگوید و از حضرت خداحافظی میکند و بهسمت کوه حرکت میکند. این شخص هم ترسش برطرف میشود [و با خود] میگوید حالاکه گرگ رفت بیایم پیش حضرت ببینم که چه گفته و قضیّه از چه قرار است. از حضرت سؤال میکند: «جریان چه بود؟! ما تا حالا از این چیزها ندیده بودیم!» حضرت میگوید: «قضیّه از این قرار بوده که زن این [گرگ] در حال زایمان بود و درد مخاض گرفته بود، این آمده پیش من که دعا کنم زنش راحت بزاید؛ من هم دعا کردم: ”خدا انشاءالله زایمان عیال مکرمه و مجللهء شما را سهل و آسان کند و اسباب نگرانی پیش نیاید!“ وقتی من دعا کردم، سرش را به آسمان برداشت و گفت: ”بهشکرانهء دعایی که شما در حق من فرمودید، من از خدا خواستم که بدن ذرّیهء فاطمه را بر اولاد من حرام کند.“»3
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به افق وحی، ص 53 ـ 104.
- یکی از اهالی مشهد به مدینه پیش امام رضا علیه السّلام رفته بود. یک خُرده عربی بلد بود و سرهم میکرد و خلاصه خیال کرد حضرت چیزی سرش نمیشود! میخواست با حضرت یک خُرده عربی صحبت کند. حضرت گفت: «بابا جان! عربی بلد نیستی، بیخود خودت را زحمت نده؛ همینطور مشهدیتو بُوگو، مودونُم چی میگی! مشهدیتو بوگو!» *** حضرت هم وقتی میخواهد با آن گرگ صحبت کند به زبان خودش صحبت نمیکند؛ [بلکه] به زبانی صحبت میکند که گرگ هم بفهمد دیگر!منطقالطیر خودش حسابوکتاب جدایی دارد؛ هرکدام از پرندگان برای خودشان منطقی و نحوۀ صحبتها و حسابوکتابهایی دارند. *** مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفترچهارم، ص 668. *** رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 285.
چونکه با کودک سروکارت فتاد *** هم زبان کودکان باید گشاد - رجوع شود به بصائر الدّرجات، ج 1، ص 351.

