حقیقت تشریع
9ایشان در آن موقع همان مطلب را میفرمود که آن شجر به حضرت موسی گفت. شجری که به حضرت موسی گفت: ﴿إِنِّي أَنَا اللَهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾،1 خدا در آن موقع در آن تصرف نکرد و به زبانش نینداخت؛ [بلکه] ذکر دائمی شجر «أنا الحق» و «لا إله إلّا هو» است. ذکر دائمیِ نَفْسِ ناطقۀ ما و بدن و تمام ذرات ما «لا إله إلّا هو» است؛ منتها در بعضی اوقات این قضیّه برای ما انکشاف پیدا میکند و از ما ظهور و بروز پیدا میکند؛ در دیگر موارد این قضیّه انکشاف و ظهور و بروز پیدا نمیکند.
لذا دیگر در اینجا مسائل خیلی دقیق میشود. چون ما در پسِ پردۀ غیبتیم، با ما به غیبت صحبت میکنند، اگر در حضرت2 بودیم بهجای ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾،3 قضیه طور دیگری بود، چون ما در پسِ پردۀ غیبت هستیم، میگویند: ﴿هُوَ ٱللَهُ ٱلَّذِي لَآ إِلٰهَ إِلَّا هُوَ﴾4 اگر در حضرت بودیم مسئله طور دیگری بود که من دیگر نمیگویم؛ این مقدار هم که گفتم از حدود خودم تعدی کردهام. فقط همین مقدار [کافی است].
تشریع یعنی حسابرسی از تمام اشیاء بر اساس شعور آنها
خلاصه تمام اشیاء برحسب آنچه خداوند متعال به آنها عنایت کرده است، دارای علم و شعور و ادراک هستند و خدا بر آن مقتضی از اینها حسابرسی میکند؛ این را تشریع میگوییم.
بنابراین، معجزهای که انبیا در مسائل شهادت [موجودات] و امثالذلک دارند عبارت است از تصرف در قوای ما، نه تصرف در اشیاء خارجی. به سنگریزۀ بیچارهای که به خیال ما شعور و ادراک ندارد و فقط یک جسم بیجانِ مُهمَل و مُعطّل است، زبان و صدا نمیدهند تا با گوش ما آشنایی پیدا کند و ما ادراک کنیم؛ این که هنر نیست! این شعبده و سِحر و مَجاز است و واقعیت ندارد. [بلکه] در ما دستکاری میکنند و میگویند: «ای انسان دوپایی که قیمت و ارزش خودت را اینقدر از دست دادهای که قابلیت فهم این صدا را نداری، من پرده از جلوی چشم [و گوش] تو برمیدارم تا صدا را که واقعیتی در خارج است بشنوی.» این کاری است که انبیا میکنند.
- سورۀ قصص (28) آیۀ 30.
- «حضرت» به معنای حضور و متضاد غیبت. (محقق)
- سورۀ اخلاص (112) آیۀ 1. اللهشناسی، ج 2، ص 184:
«بگو که اوست تنها الله که متّصف به صفت احدیت در ذات است.» - سورۀ حشر (59) آیۀ 23. معادشناسی، ج 10، ص 124:
«اوست خداوند، آنکه هیچ معبودی جز او نیست.»

