در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اوامر تکوینی

تصرفات تکوینی انبیا، ائمه و اولیا

14175
نسخه عربی

اوامر تکوینی

8
  • [در اینجا] تا حدودی از بعضی معدّات استفاده شده و بعضی را آن ارادۀ ولیّ [وقتی] تعلق می‌گیرد، ایجاد می‌کند. از نظر بدن، خود شیء در خارج وجود داشته؛ اما از نظر آن نفس کبوتر و نفس پرنده بودن، چون در خارج وجود نداشته است، با ارادۀ نفس ولیّ در خارج تحقق پیدا می‌کند.

  • معجزۀ امام رضا در احیای تصویر شیر، بالاتر از معجزۀ حضرت مسیح

  • در بعضی از موارد می‌بینیم نفس ولیّ و مُرید و مُنشِئ، به امر خارجی تعلق نمی‌گیرد و از آن قدری بالاتر است. مثلاً در معجزۀ حضرت موسی ‌بن ‌جعفر علیهما السّلام [و همچنین] علی‌ بن‌ موسی علیهما السّلام که وقتی در کنار مأمون نشسته بودند و آن شخص آمد حضرت را استهزاء کند و به تمسخر بگیرد، حضرت به تصویر شیری که بر پرده بود اشاره کردند و آن تصویر به یک شیر درنده تبدیل شد و آن شخص را از بین برد!1

  • مسلّماً آن شیری که حضرت اراده کردند، جسم و وزن و یال و کوپال دارد و درنده است. این وزنی را که این شیر دارد از کجا آورده است؟! آن تصویری که بر پرده است که وزن ندارد در اینجا آن تصویرِ پرده به وزن تبدیل می‌شود و به مو و استخوان و گوشت و خون تبدیل می‌شود! آن تصویر که صورت است، صورت که حتی یک گرم هم وزن ندارد و فقط تصویری است بر پرده!

  • در اینجا این مسئله، از مسئلۀ حضرت عیسی ـ علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام ـ قدری دقیق‌تر می‌شود. در آنجا، آن شیء خارجی (خاک و آب) وجود داشت، منتها اراده و مشیّت آن حضرت به نفسِ آن پرنده تعلق گرفته است، [ولی] در اینجا خاک و آبی وجود ندارد، اشیاء خارجی وجود ندارد؛ [بلکه] فقط یک تصویر بر دیوار است که به این حیوان درنده تبدیل می‌شود و بعد او را از بین می‌برَد.2

  • در اینجا وقتی آن ارادۀ حضرت علی‌ بن‌ موسی الرضا علیهما السّلام به صورت بر پرده تعلق می‌گیرد، آن را به وزن و جسم تبدیل می‌کند و به استخوان و خون و مو و رگ و گوشت و دندان تبدیل می‌کند. بعد دوباره همین جسم را به صورت تبدیل می‌کند؛ جسم او را از بین می‌برد و استخوان را به عدم تبدیل می‌کند. فردی را هم که این شیر او را دریده است به عدم تبدیل می‌کند و هر دو را معدوم می‌کند و صورت را دوباره بر پرده باقی می‌گذارد! این هم یک مرتبه است.

    1. .جوع شود به الأمالی، شیخ صدوق، ص 148؛ عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج 2، ص 171.
    2. البتّه اگر نظر شریف آقایان باشد, یادم می‌آید در روزی از ایّام ماه صفر نحوۀ سیر نزولی و صعودی را عرض کردم و اشاره‌ای به این مطلب کردم و مثال‌هایی را آوردم که چطور ممکن است یک معنای بدون صورتی از عالم ربوبی تنازل پیدا کند و تبدیل به صورت شود و باز تنازل پیدا کند و لباس ماده و ثقل به خود بپوشاند و دوباره این لباس ثقل و ماده را از خود خلع کند و به صورت تبدیل شود و باز آن صورت را از خود خلع کند و دوباره به معنای مجرّد بدون صورت برگردد. شاید در طول صحبت باز به این مطلب برخورد کنیم.