اوامر تکوینی
6ولی همانطور که عرض کردم، در امر تکوینی پروردگار ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا﴾ احتیاجی به علل و اسباب ندارد؛ نفس ارادۀ پروردگار، موجِد و موجبِ آن فعل خارج است. اما در ما اینطور نیست؛ ما اگر بخواهیم کاری انجام دهیم، اول باید آن صورت را در ذهن بیاوریم، بعد علل و اسباب و مُعِدّاتی در خارج وجود داشته باشند تا ما بتوانیم انجام دهیم.
منبابمثال من الآن صحبت میکنم و این مطالب را برای شما بیان میکنم؛ رساندن این مطالب به افرادی که در این جمع حضور ندارند، احتیاج به علت و سبب دارد و سبب آن این وسیله و این بلندگوست که صحبت من را به طبقۀ پایین و به مُخَدَّرات1 برساند؛ اگر این نباشد، صحبت و مطالب من به آنها نمیرسد. این یکی از علل و اسباب است. علت دیگر وجود هواست؛ اگر هوا نباشد، من نمیتوانم صحبت کنم. هواست که باعث میشود صدا از حنجرۀ من بیرون بیاید. [همچنین] برای اینکه این صحبت من انتشار پیدا کند، نباید موانع وجود داشته باشد.
بنابراین ارادۀ من بر صحبت کردن تعلق میگیرد؛ ولی غیر از اراده، مسائل دیگری وجود دارد که باید ضمیمه شود؛ معدّات باید باشد، موانع نباید باشد تا با ضمّ و ضمائم، این صحبت من بتواند انتشار پیدا کند. هرکدام از اینها نباشد یا باشد، این مسئله عقیم میماند.
بنابراین در اینکه فعل ما یک امر تکوینی است شکی نیست. آنچه به وجود میآید، داخل در مسائل تکوینی است؛ ولی فرق بین فعل پروردگار و فعل ما در این است که در فعل پروردگار، نفس اراده موجب فعل است، ولی در ما نفس اراده موجب فعل نیست؛ بلکه نیاز به سلسلۀ علل و اسباب دارد.
بینیازی امر تکوینی ائمه، اولیا و انبیا از علل و اسباب
همینطور [مانند پروردگار] اولیای خدا و انبیا در اعمالی که انجام میدهند نیازی به وجود علل و رفع مانع ندارند! فعل اولیاء و انبیاء و ائمه علیهم السّلام هم درست مانند فعل پروردگار میباشد؛ نفس ارادۀ ولیّ، موجِدِ فعل است ولو اینکه هزار مانع در جلوی پای خود داشته باشد، ولو اینکه هیچگونه علت و مُعدّی برای تحقق این فعل وجود نداشته باشد! همینقدر که نفس ولیّ اراده میکند، آن فعل در خارج تحقق پیدا میکند.
- مخدّرات: جمعِ «مُخَدَّره»؛ زنان باحجاب و پردهنشین. (محقق)

