اوامر تکوینی
4تأثیر مقام ولایت در پذیرش اوامر تکوینی توسط موجودات
من فقط یک اشاره کنم که این آیه به مقام ولایت اشاره دارد و بنابراین آیه، موجودات بر دو قِسم تقسیم میشوند: بعضی ولایت امیرالمؤمنین را قبول میکنند و بعضی قبول نمیکنند؛ حتی جمادات! بله در اینجا روایات خیلی عجیبی هست.1 الآن این روایت به ذهنم آمد؛ بد نیست بگویم:
حکایت کلام امیرالمؤمنین به قنبر دربارۀ تأثیر پذیرش ولایت در طعم میوهها
روزی امیرالمؤمنین علیه السّلام به قنبر فرمودند:
«برو از بازار خربزهای(بطیخی) بخر و بیاور!»
قنبر خربزهای خرید و آورد. وقتی که خربزه را باز کردند، دیدند تلخ است و قابل استفاده نیست و آن را دور ریختند. دوباره حضرت پولی به قنبر دادند و گفتند: برو یک خربزۀ دیگر بخر! این بندۀ خدا هم رفت و یکی دیگر آورد. وقتی که بازش کردند، دوباره دیدند تلخ است!
این دفعه دیگر قنبر گفت: یا علی! من دیگر نمیروم؛ دو دفعه ما را خجالت دادی بس است دیگر! [انگار] قرار است ما را دائماً سرافکنده کنی! ما هم که سر درنمیآوریم و خربزهشناس نیستیم! نه خربزهکار بودهایم، نه بابای ما خربزه میکاشت! همینطوری یکی سوا کردیم، حالا تلخ درآمده است! این دفعه خودت بلند شو و برو! حضرت فرمودند: ما میرویم. حضرت با قنبر آمدند آنجا و یک خربزه سوا کردند و به منزل آوردند و دیدند بهبه! عجب خربزهای است! خربزهای که امیرالمؤمنین سوا کند، دیگر بهتر از آن [پیدا] نمیشود!
قنبر قدری ناراحت شد و خجالت کشید. حضرت فرمودند: [خجالت نکش!] این دست تو نیست! تو فقط وسیلهای بودی که اینها را برداشتی و آوردی. مطلب از جای دیگر خراب است!
بعد حضرت برای قنبر شرح میدهند:
خداوند متعال وقتی زمین را خلق فرمود، ولایت ما را بر زمین عرضه داشت؛ هر زمینی که ولایت ما را قبول کرد، محصول شیرین، مطلوب، جالب و قابل طبعی از خودش بروز و ظهور میدهد، و هر زمینی که ولایت ما را قبول نکرد، محصولش تلخ و شورهزار میشود و از بین میرود و قابل استفاده نیست!
- بهعنوان نمونه رجوع شود به علل الشّرائع، ص 464؛ بصائر الدّرجات، ص 75 ـ 79؛ بشارة المصطفی، ص 167؛ بحار الأنوار، ج 27، ص 280 ـ 284.

