أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك
8در قضیۀ ارتداد میگویند: هر کسی منکر خدا بود یا اینکه سب النبی به پیغمبر دشنام داد کافر است و فورا باید اعدام شد. نه آقا اینطور نیست مسئله به این کیفیت نیست، باید این شخص بررسی شود، ذهنیاتش بررسی شود، اطلاعاتش بررسی شود، در چه فضایی رشد کرده، در چه موقعیتی بوده، تابهحال دچار چه ناراحتیهایی بوده که در این مدت این نفس و این ذهن به واسطه این مسائل، مسائل خانوادگی، مسائل اجتماعی، اطلاعاتی که به او داده شده، جریاناتی را که مشاهده کرده و آن مسائل منحیثالمجموع او را به این نتیجه رسانده، این تقصیری ندارد. انسان که نمیتواند فورا حکم به یک مطلب و به یک قضیهای بکند. به صرف اینکه یک عمل خلافی از یکی سر زد، انسان باید ریشهیابی کند و آن اسلام واقعی و آن شریعت پیغمبر و آن دین حقیقی، آن دینی است که قبل از اینکه به ظاهر بپردازد و به دنبال مچگیری و به دنبال به دست آوردن وسائل و بهانه برای مقاصد بگردد بیش از آن به دنبال نیت و به دنبال قلب و به دنبال آن ذهنیات به آن مطالب توجه کند.
حتی در مسائل حدود حتی خلافهایی که انجام میگیرد؛ فرض کنید که خیلی از مطالب و خلافهایی که مثلا در پسرها، در دخترها در سنین چهارده سالگی پانزده سالگی هفده هجده سالگی اینها انجام میدهند هیچکدام اینها مستوجب حد نیست، هیچکدام اینها مستوجب عقاب نیست، اصلا شرایط شرایطی نیست که انسان بخواهد آن مسائل را برایش مترتب بکند. باید خصوصیات اجتماعی، فرهنگ و مسائل دیگر و همینطور قضایای دیگری که خیلی از اینها در اختیار انسان نیست، وسوسهای که شیطان میکند، خیلی از افراد نمیتوانند در قبال این قضیه آن استقامت کامل را داشته باشند، مثل [افراد] چهل ساله و پنجاه ساله. همه اینها باید منحیثالمجموع [لحاظ شود.] فلهذا آن حاکم باید شخصی باشد که بسیار نسبت به مسائل و خصوصیات و شکلگیری تحقق موضوع مسئله که به چه شکلی این مسئله الان موضوعیتش تشکل پیدا کرده، باید نسبت به اینها متوجه و آگاه باشد، نه اینکه فلان خلاف کرد الان یک سال ... بعد هم خلاف است دیگر بایستی که فلان حد و اعدام و امثالذلک را به او مترتب بشود. هیچکدام اینها اصلا اینطور نیست، هیچکدام به این نحو نیست. لذا ما در حکومت امیرالمؤمنین علیه السّلام کجا میبینیم مطالبی را که در حکومت قبل از آنها اتفاق افتاد؟ کجا میبینیم اتفاق افتاد؟

