أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك
5يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ یعنی آن نیت صادق، آن حالت نورانی نفس، آن جنبۀ اخلاص، آن خلوصی که نفس و تجردی که بهواسطۀ نماز و توجهش پیدا میشود آن میرود بالا، آن حرکت میکند. وگرنه نماز است چهار رکعت میخواند و بعد هم سرجایش ایستاده، ده سانت هم اینطرف و آنطرف نمیرود، از همانجایی که بوده در همان شرایط بوده یک حرکتی کرده یک حرکت نرمشی کرده، اما آن حرکتی که به سوی بالا باید برود آن کلم طیب اوست و آن را باید ما مورد توجه قرار بدهیم.
در آیه دیگر میفرماید لَنْ يَنٰالَ اَللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ اَلتَّقْوىٰ مِنْكُمْ ﴿الحج، ٣٧﴾، این قربانیهایی که شما میکنید خیال نکنید که ما حالا از این گوشت و خون و اینهایش بهره میگیریم، اینها چیزهایی است که صرف افراد میشود، صرف مستمندان میشود آن کسانی که باید استفاده کنند. شما در این قربانی چه نیتی دارید؟ شما در این قربانی چه قصدی دارید؟ شما میخواهید همسایهها ببینند که قربانی کردید یا اینکه نیتتان این است که کسی متوجه نشود و کسی نفهمد و از خصوصیاتش خبر پیدا نکند؟
ما در زمان مرحوم پدرمان بچه ساکتی هم نبودیم، خیلی فضول هم بودیم در کار بزرگان و سرک کشیدن و از این مسائل، الان بعد از گذشت بیست و چند سال از رحلت ایشان تازه من دارم به بعضی از کارهایی که در آن زمان میکردند مطلع میشوم، که اصلا کسی خبر نداشت. یعنی باور نمیکنم که ایشان مثلا یک همچنین کاری کرده باشد و آنوقت من نفهمم و متوجه نشوم. اینها اینطوری بودند. آن نیت و آن صدق لازمه برای حرکت انسان است و بدون این انسان نمیتواند حرکتی داشته باشد. خیلی این مسئله مسئله مهمی است.
ما وقتیکه تاریخ را مطالعه میکنیم خیلی تعجب میکنیم چرا در زمان پیغمبر یا بعد از زمان پیغمبر افرادی بودند که میآمدند مینشستند کلام پیغمبر را گوش میدادند، گریه میکردند، صحبتهای پیغمبر را مینوشتند که از بین نرود، وقتیکه پیغمبر نماز میخواند میآمدند پشت سر پیغمبر در همان صف اول و دوم جا میگرفتند که پشت سر پیغمبر بایستند و این استفاده را کنند، اما صحبت در این است همۀ اینها به جای خود ولی تا چه حد اینها به قلبشان نفوذ کرده بود، چقدر به فکر و ذهن و نفس و ضمیر و سویدای دل آنها نفوذ کرده بود این مسئله است. بله، آدم میرود میایستد نماز میخواند، ما در زمان سابق هم در مسجد قائم وقتیکه نماز میخواندیم ساواکیها هم میآمدند و میایستادند و نماز میخواندند، مشخص بود، آنها میایستادند به نماز خواندن تازه بعد از نماز ادعیه بعد از نماز هم میخواندند مفاتیح را درمیآوردند دعا و ا ینها میخواندند.

