أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك
2ما هم همیشه دنبال همین مسئله باشیم. سلوک یعنی همین؛ سلوک یعنی به کتاب توجه نکردن، نه اینکه کتاب فایده ندارد، یعنی همۀ فکر را روی کتاب نگذار، همۀ فهم و ادراک را روی کتاب نگذار، همۀ تعلق را به کتاب و به نوشته و شنیده نگذاریم، بلکه به دنبال این نوشتهجات و این مسموعات و این مطالبی که شنیده شده حرکت کنیم، این مهم است. آنهایی که خدمت مرحوم آقا میرسیدند افراد بیسوادی نبودند، فاضل بودند اهل علم بودند. ـ لابد رفقا و دوستان اشاراتی را که بنده در همین مطالب و کتابها کردم مطلع هستند ـ اینها افرادی بودند از نظر سواد، از نظر مسائل، از نظر اطلاع بر مطالب حکمی، اطلاع بر مطالب عرفانی در حد بالا بودند و مطالبشان قابل توجه بود. ولی همین فرد همین اشخاص ـ نه حالا یک فرد افراد متعددی بودند ـ وقتی نوبت به آنجا میرسد که خود را بسپرند، وقتی نوبت به آنجا میرسد که خود را تسلیم کنند، وقتی نوبت به آنجا میرسد که ارادۀ خود را صرف نظر کنند و اراده ولی خدا را جایگزین کنند، میبینی بار زمین میگذارند. پس معلوم است این نوشتهها کاری نتوانسته بکند، این علوم نتوانسته کاری انجام بدهد.
من یک وقت از مرحوم آقا سؤال میکردم: فلانکس که اینقدر به شما ارادت دارد و هفتهای یک مرتبه میآید و ما هم میبینیم، آیا در فلان مسئلۀ اجتماعی و سیاسی ایشان نسبت به این مسئله از شما اجازه داشت؟ شما او را بر انجام این قضیه تشویق کردید؟ ایشان فرمودند: نخیر. بعد گفتم: روی چه حسابی، چرا بایست اینطور باشد؟ این آمدورفتها باید یک اثری داشته باشد؛ اگر در تمام مدت زندگی یک لحظه و یک مورد که به عنوان مهمترین نقطه و مهمترین موقف برای پذیرش دستور استاد باشد که انسان پیدا بکند این نقطه است، در تمام مدت شصت سال. این نقطه مهمترین نقطه و این موقف مهمترین موقف برای این است که انسان بیاید و بگوید در این قضیه من چه کنم؟ در این مسئله من چه کنم؟ آن وقت من همینطور تصمیم بگیرم و فقط بیایم پیش استاد: سلام علیکم آمدم از شما خداحافظی بکنم اگر مطلبی دارید بفرمایید! همین. بعد ایشان فرمودند: ایشان یک دهم خود را به ما سپرده بود و نُه دهم را برای خود نگه داشته بود. خدا همه را رحمت کند، بالاخره همه ما از این اشتباهات داریم. حالا نمیخواهیم به کسی تعریض کنیم، ما بدتر، ما آن یک دهم هم نداشتیم! آن بنده خدا یک دهم داشت ما آن را هم نداشتیم.

