در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك

14138
نسخه عربی

أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك

4
  • در آیۀ شریفه می‌فرماید: إِلَيْهِ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ وَ اَلْعَمَلُ اَلصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ ﴿فاطر، ١٠﴾، كَلِمُ اَلطَّيِّبُ به سوی خدا حرکت می‌کند. به اعمال ما کاری ندارد، رفتار ما به سوی خدا حرکت نمی‌کند یک عمل ظاهری است. وقتی‌که شما نماز می‌خوانید نماز عبارت است از تکبیر و قیام و قعود و سجود و امثال‌ذلک، اینها مربوط به خودتان است. آنچه که به سمت بالا حرکت می‌کند قلب شماست. چقدر در این نماز حضور قلب داشتید؟ چقدر در این نماز نیتتان خالص بوده؟ چقدر برای این نماز انتظار کشیدید؟ آیا این نمازی که دارید می‌خوانید با انتظار کشیدید یا بگویید ای بابا بیا این چهار رکعت را بگیر از گردنمان بیفتد دیگر. 

  • من در یک مجلسی بودم افرادی در آن مجلس بودند و مشغول صحبت‌های امروزی همین چیزهایی که صد من یک غاز هم ارزش ندارد: این گران شد، این ارزان شد، آن بالا رفت، آن پایین آمد، بعد یک‌دفعه یکی یادش آمد اِ نماز نخوانده ـ تقریبا آخرهای شب بود ـ گفت صبر کنید من بروم این نماز را بخوانم و زود برگردم که فعلا قضا نشود. بلند شد و رفت. سرمان را این‌طرف کردیم اصلا نفهمیدیم دیدیم کنارمان نشسته. خب این هم یک نماز است ـ این شخص هم الحمدلله اهل علم و از ائمه جماعات طهران هم بود ـ یک نماز هم که رسول خدا؛ نزدیک‌های ظهر که می‌شود به این طرف نگاه می‌کند هی به آن طرف نگاه می‌کند، هنگامی که موقع اذان می‌شد دیگر رسول خدا صحبت نمی‌کرد سرش را پایین می‌انداخت. اصحاب نقل می‌کنند با کسی حرف نمی‌زد. بعد بلند می‌شد می‌گفت: بلال بلند شو ما را از این کثرات راحت کن، از این گفتگوها راحت کن، و وقتی نماز می‌خواند چه بود. آن هم یک نماز است.

  • مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ وقتی‌که نزدیک اذان مغرب می‌شد یا نزدیک نماز ظهر، در خدمتشان بودیم خود ما شاهد بودیم ـ بنده در آن موقع حدود شانزده هفده سالم بود ـ افراد نشسته بودند صحبت می‌کردند یک‌مرتبه می‌دیدیم ایشان سرشان را انداختند پایین، هنوز اذان نگفتندها، ولی ایشان توجه می‌کردند، سرشان را می‌انداختند پایین و دیگر صحبت نمی‌کردند. کم‌کم رنگ ایشان برمی‌گشت برمی‌گشت، از تغییر رنگ ایشان می‌فهمیدیم دارد نماز ظهر می‌شود، از تغییر رنگ ایشان متوجه می‌شدیم دارد نماز مغرب می‌شود. این هم یک نماز است که مرحوم آقا می‌فرمودند: وقتی ایشان نماز می‌خواندند اگر کسی در چشم ایشان نگاه می‌کرد متوجه می‌شد این چشم در حال فناست، این چشم در حال فناست. بیخود که به آنجا نرسیدند. آن آقا آن‌طوری آخرش هم بالاخره یک جوری از این دنیا می‌رود دیگر ... حالا ان‌شاءالله مشمول رحمت و غفران اما آن کجا و این کجا! آن دارد در این نماز به کجاها سیر می‌کند که ما نمی‌دانیم. این تفاوت بین این دو قضیه است که چقدر انسان به این مسئله رسیده.