أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك
3ولی مطلب این است که این مسائل و مطالب در همه کتابها هست، در نوشتهجات هست، در کتب قدما هست، در سخنانشان هست، تا چقدر ما به این مطالب رسیدهایم آن مهم است. میگویند فلانشخص خیلی مطلب دارد، فلانشخص چقدر حفظیات دارد، فلانشخص چقدر خوب صحبت میکند، فلانشخص چقدر بحثش خوب است، درسش خوب است، علمش خوب است ولی صحبت در این است که ما چقدر به این مطالب رسیدیم، چقدر مطالب را درک کردیم. نود سال درس میخوانیم درس میدهیم، درس اخلاق میدهیم، سر نود سالگی میآییم مهمترین مسئلۀ شیعه را انکار میکنیم که رسول خدا هنگام احتضار فرمود دوات و قلم بیاورید تا چیزی را بنویسم که هیچگاه گمراه نخواهید شد، میآییم این قضیه را انکار میکنیم. این برای چیست؟ این مطالب در ما نرفته، این مطالب در ما جا نگرفته است، فقط خواندیم، فقط اوراق را تورق کردیم، فقط کتاب را دیدیم، فقط یک مسائلی را و همینطور سایر مطالبی که ما نسبت به آن میبینیم خیلی عقب هستیم.
اینجاست که به این نکته میرسیم که بزرگان همیشه دنبال این قضیه بودند. نه اینکه مطالعه تأثیر ندارد اگر تأثیر نداشت که اینقدر کتاب نمینوشتند، اگر سخن تأثیر نداشت که اینقدر صحبت نمیکردند. این سخنان این مطالب، این کتابها برای چیست؟ برای افرادی است که قلب خودشان و نفس خودشان را برای تسلیم آماده کردند، نه فقط ذهن خود را برای خواندن، وای به حال اینکه ذهن خود را برای ایراد آماده کرده باشند! اینکه دیگر واویلاست.
بعضیها هستند، خیلیها هم هستند منظورشان این است که یک کتابی پیدا کنند، یک سخنی پیدا کنند. اگر من یک ساعت و نیم صحبت بکنم، یک ساعت و بیست و نه دقیقه و چهل ثانیهاش مطالب خوب و عالی و غیرقابل شک و انتقاد فقط ده ثانیهاش آن هم شبهه باشد، از این یک ساعت و سی دقیقه همان پنج ثانیه را انگشت میگذارند بعضیها اینطوری هستند. حالا نه اینکه آن هم غلط باشد حالا جای ایراد و اشکال است، بالاخره جای سؤال است، میگویند نگاه کنید چی گفته! این خیلی بد است. این عکس سلوک است؛ یعنی اگر راه خدا را شما در نظر بگیرید که به این سمت است، این از این طرف است. هرچه میرود جلو میرود گرچه معمم باشد، گرچه خودش را سالک بداند و میداند! گرچه خودش را در این راه بداند، گرچه خودش را شاگرد این مکتب بداند، گرچه خود را از تلامذه مرحوم آقا هم بداند، درست برخلاف حرکت میکند. و هرچه حرکت میکند دارد دور میشود. چرا؟ چون در نقطه مقابل دارد حرکت میکند، فقط دنبال این است که بگردیم فلانجا را میشود وارد شد. این راه راه خدا نیست، عکس راه خداست، این برعکس است. این راه راه ابلیس است، راه راه شیطان است.

