لزوم مراقبه جهت وصول به مقام فناء فی اللَه
8مراقبه رکن اساسی سیر و سلوک
لذا میگویند: اُسّ و اصول پایههای راه، مراقبه است. اگر انسان مراقبهاش خوب بود پیشرفت میکند و اگر مراقبهاش خوب نبود، هرچقدر کار کند ضایع میشود. مراقبه در حکم پرهیز کردن مریض است. اگر مریضی که دوا میخورد پرهیز نکند، آقای دکتر میگوید: «آقا، دست نگه دار، دیگر کافی است!» اگر پرهیز نکند ممکن است آن دوایی که میخورد و آن غذای نا پرهیزی با هم ترکیب شوند و دست به دست همدیگر بدهند و آن مریض را بکشند. این دوا در صورتی خوب است که آن موانع و آن غذاها، ضدّ مرض و ضدّ این دوا نباشد. پرهیز یعنی معده را خالی کردن از آنچه ضدّ این مرض است. وقتی معده پاک شد دوا اثر میکند. مراقبه حکم پرهیز دارد.
مراقبه این است که انسان حواسش را جمع کند، دل به غیر خدا ندهد، معصیت نکند، توجّه به غیر خدا نکند، سرش را در راه خودش بیندازد و به اینطرف و آنطرف نگاه نکند؛ اینطرف و آنطرف نگاه کردن، در ذهن خاطره میآورد و این خاطره اثر میگذارد، و دل به دنبال آن خاطره بلند میشود و فکر میکند. شما امروز یک صحنهای میبینید، شب خوابش را میبینید؛ چرا انسان این صحنه را ببیند تا اینکه خواب صحنه را ببیند؟! فکر خدا کند که شب خواب خدا را ببیند؛ و امثال اینها.
مراقبه همچنین حفظ است و وقتی که حفظ شد، یک درجه بالاتر و بالاتر و بالاتر میرود تا اینکه برسد به آنجایی که باید برسد.1
شدّت عذاب و عقوبت عالم کفرانکننده نسبت به جاهل بیاطّلاع
فلا تَکفُر بی بَعد المعرفة، فلا تکونَنّ مِن الجاهلین؛ «اگر تو بعد از اینکه معرفت یافتی و مرا شناختی، کفران کنی و کافر بشوی، جاهل شدهای؛ بنابراین از جاهلین مباش!»
جاهل در مقابل عالم و عارف است؛ آن کسی که میفهمد معرفت دارد، و آن کسی که معرفت ندارد جاهل است. یک وقت انسان از اوّل جهل دارد؛ امّا یک وقت بعد از معرفت جهل دارد، این عذابش خیلی بیشتر است. لذا در روایات داریم که خداوند علیّ أعلیٰ در روز قیامت علمای غیر عامل را بیشتر از جهّال امّت بأضعاف مُضاعفة عذاب میکند؛2 زیرا که جاهل از اوّل خبر نداشته است امّا عالم غیر عامل، عالم جاهل بوده است و بعد از علم، خود را در مقام عمل به جهل زده است.
- جهت اطّلاع بر اهمّیت رعایت مراقبه در سیر و سلوک إلی الله رجوع شود به رسالۀ لبّ اللّباب، ص ٣٠ و ١١٣؛ آیین رستگاری، ص ١٥٥.
- رجوع شود به الکافی، ج ١، ص ٤٤ و ٤٥ و ٤٧.

