لزوم مراقبه جهت وصول به مقام فناء فی اللَه
4فالعبارةُ للعوامِّ و الإشارةُ للخواصِّ و اللّطائفُ للأولیاءِ و الحقائقُ للأنبیاء؛1
«عبارت برای عوام است (که آن را میخوانند و معنایش را هم میفهمند)، اشارات قرآن برای خواص است، لطایف قرآن برای اولیای خدا است و حقایق آن برای انبیا است (یعنی قرآن حقایقی دارد که غیر از انبیا اصلاً نمیفهمند).»
همین قرآنی که خوانده میشود، مانند: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾؛2 «بگو خدا یکی است» که عبارتی بیش نیست، یک معنای روشن و ساده دارد ـ و معنای آیۀ ﴿ما قرآن را آسان كرديم براي اينكه همه بفهمند﴾3 این است ـ؛ امّا همین آیه یک معنای باطنی دارد که تا انسان متناسب با فهم آن معنا تحصیلِ طهارت نکند، به آن معنا نمیرسد. تازه وقتی به آن معنا رسید، باز آن معنا یک معنای باطنی دیگر دارد؛ و همچنین هر درجه از طهارت که حاصل کند، مسّ آن درجه از حقیقت قرآن است.4
معارف خدا هم همینطور است. یک وقت انسان همینطور قائل میشود که خدا یکی است و پیغمبر هم هست، و آن را دنبال میکند و برایش قدری کشف میشود که خدا واقعاً قدیر است و واقعاً باید به خدا توکّل کرد. مثل اینکه شخصی در خواب یا بیداری میبیند که گنجشکی دانهای برداشت و بُرد به دهان گنجشک دیگری که شَل بود گذاشت، و امثال اینها؛ میگوید: «عجب خدایی است، چگونه به اینها اطعام میکند؟! عجب خدای توانایی است! این قدرت خدا است!» باز از این بالاتر میرود و قدرت خدا را در همۀ عوالم میبیند، علم خدا را در همۀ عوالم میبیند و واقعاً لمس میکند و مشهودش میشود، اسماء و صفات جزئی خدا بر او تجلّی میکند، بعد اسماء و صفات کلّی خدا بر او تجلّی میکند، تا بالاتر میرسد. امّا تا هنگامی که به مقام فناء فی اللَه نرسیده است، در خطر است؛ یعنی امکان بازگشت برای او هست، یعنی بالا میرود و دو مرتبه پایین میآید، مثل فنر که بالا میرود و پایین میآید. امتحان کردید، بعضی از اوقات انسان نمازی میخواند و حالی پیدا میکند، بعد گناهی میکند و آن حالش میرود. معرفت خدا هم همینطور است؛ ممکن است افرادی در اثر توجّه و تهذیب نفس، قدری بالا بروند، امّا بعداً در اثر توجّه به دنیا و غفلت و سنگینی، آن حالاتی که در ایشان بود از بین برود.
- جامع الأخبار، شعیری، ص ٤١.
- سوره إخلاص (١١٢) آیه ١.
- سوره قمر (٥٤) آیه ١٧: ﴿وَ لَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾.
- عوالی اللئالی، ج ٤، ص ١٠٧.

