لزوم مراقبه جهت وصول به مقام فناء فی اللَه
2أعوذ باللَه من الشّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
و صلَّی اللَه علیٰ خیر خلقِه محمّدٍ و آله الطَّیّبین
و لعنةُ اللَه علیٰ أعدائِهم أجمعین
یا عیسی، لا تُشرِک بی شیئًا و کُن مِنّی علیٰ حَذَرٍ! و لا تَغتَرَّ بالصِّحّة و تُغَبِّط نفسَک، فإنّ الدّنیا کفَیْءٍ زائلٍ و ما أقبَلَ منها کما أدبَرَ؛ فنافِس فی الصّالحات جُهدَک، و کُن مع الحقِّ حیثُما کان و إن قُطِعتَ و أُحرِقتَ بالنّار. فلا تَکفُر بی بَعد المعرفةِ، فلا تکونَنَّ مِن الجاهلینَ؛ فإنّ الشّیءَ یکونُ مع الشّیء.1
«ای عیسی، به من هیچ شرک نیاور و همیشه از مخالفت من بر حذر باش! و به صحّت خود مغرور مشو و نفس خود را به غبطه مینداز، چون دنیا مانند سایهای گذران است و آنچه از دنیا و از حوادث در پیش است مانند همان قضایا و حوادث گذشته است؛ پس تا میتوانی در اعمال صالح و کارهای نیک جدّیّت کن و سبقت بگیر، و با حق باش هرجا که حقّ است، و اگرچه قطعهقطعه شوی و با آتش سوخته شوی دست از حقّ بر ندار!»
تفسیر این فقرات تا حدودی ذکر شد.2
کفر بعد از معرفت و شناخت خدا
فلا تَکفُر بی بَعد المعرفةِ، فلا تکونَنَّ مِن الجاهلین؛ «بعد از اینکه به من معرفت پیدا کردی، دیگر به من کافر مشو و از جاهلین مباش!»
این عبارت یک جملۀ إخباریّه است و بعد هم تعلیل دارد:
فإنّ الشّیءَ یکونُ مع الشّیء؛ «چون شیء با شیء میباشد و چیز با چیز دیگر معیّت دارد.»
آیا ممکن است بعد از اینکه انسان به خدا معرفت و شناخت پیدا کند کافر شود، یا اینکه ممکن نیست؟
ملازمۀ میزان معرفت انسان با طهارت باطنی او
معرفت دارای درجات و مراتبی است. سالک وقتی بهسوی خدا حرکت میکند و با تهذیب و تزکیه از آن هویٰها و آلودگیهایی که با نفس او آمیخته شده است، کمکم رفع ید میکند و جلو میآید، هر مرحلهای که طی کند مقداری از آن غشّ و آلودگیهای نفس را تبدیل به طهارت کرده است و یک عالمی از معرفت بر او منکشف میشود که در سابق منکشف نبوده است؛ و باز الآن ممکن است که دارای آلودگی باشد و این آلودگی هم باید از بین برود تا به عالمِ دیگر برسد؛ و باز ممکن است دارای آلودگی باشد و باید دارای طهارت بشود تا به یک عالم دیگر برسد.
- الکافی، ج ٨، ص ١٤١.
- متأسّفانه این جلسه یافت نشد. (محقّق)

