در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك

14841
نسخه عربی

أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك

1
  •  

  •  

  •  

  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سيّدنا و نبيّنا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّيبين الطّاهرين و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ‌

  •  

  • أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ‌ العنكبوت، ٢ آیا مردم گمان می‌كنند كه به صرف ایمانی كه می‌آورند و اعتقاد به توحید و نبوت پیدا می‌كنند این دیگر به حال خودشان رها می‌شوند، و دیگر كسی با آنها كاری ندارد و راه خودشان را می‌روند و مسیر ترقی خودشان را طی می‌كنند؟ در حالی كه به امتحان و به ابتلاء مبتلا نشوند و یك زندگی یكنواخت و ارتباطات همسویه و معاشرت عادی و دلپسند را اینها داشته باشند و بعد هم ر اه ترقی را طی كنند و به آن مطالب و معارج بالا برسند.

  •  یك مطلبی مدتهاست كه دغدغه خاطرش بنده را داشته و معمولا در نامه‌ها و نوشتجاتی كه برای بنده رفقا و دوستان می‌آورند كم و بیش یك همچنین مطلبی را من مشاهده می‌كنم. و با وجود اینكه بارها خدمت رفقا عرض كردم كه مسائل و مطالب سیر و سلوك خارج از این امور هست و آن در یك مرتبه عالی و راقی و بسیار بالایی قرار دارد ولی ظاهرا آنطوری كه باید و شاید ... شاید بیان من ناقص و قاصر بوده یا اینكه بالاخره مسائل به نحوی بوده كه گاهی از اوقات آن تحمل لازم و ظرفیت لازم را برای پذیرش آن در افراد نمی‌دیدم.

  •  لذا دیشب فكر می‌كردم كه امروز خدمت رفقا چه بگویم، گفتم كه راجع به همین مطلب توضیح مختصری بدهم و دیگر رفع تصدیع بشود.

  •  آن مطلب این است كه یك اشتباهی كه ما همیشه داریم و خود بنده هم داشتم، یك چیز عادی است و طبیعی است، در زمان مرحوم آقا (مرحوم والد) خب برای افراد پیدا می‌شود و برای ما هم پیدا شده بود حالا خیال می‌كردیم علی آباد هم یك شهری [دهی‌] است و افرادی كه می‌آیند و به به و چه چه و از این حرفها و حالا دیگر نیازی به بازگویی كردن آن مطالب و آنها نیست، در تصور ما این بوده كه خلاصه همیشه زمانه به یك منوال می‌گردد، چرخ زمانه به یك قسم حركت می‌كند، اوضاع همیشه بر وفق مراد و به كام است. افراد بیایند، بروند، دور و بر دوستان، و به طور كلی خب حضور و وجود یك همچنین مرد الهی و بزرگ و هیمنه و سیطره و ولایتی كه ایشان داشتند اجازه نمی‌داد كه مطالب ناشنیده و مختفی در نفوس و آن حالات و خصوصیاتی كه خب مجال برای اظهارش نبود ... البته در همان موقع‌