پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
9میكنیم، حالت تواضع به خود میگیریم اشك از چشمانمان جاری میشود، نه برای خودش، نه برای واقعیتش، اگر برای خودش باشد، این را میخواهم بگویم: اگر برای خودش باشد امامحسین كه كربلا و غیر كربلا ندارد، كربلا ندارد، امامحسین همین اینجاست، اگر به امامحسین معرفت داشتیم آیا هر حرفی را در جوار امامحسین به آن شخص دیگر، به آن كسی كه داری میزدی؟ اگر ما به امامحسین و ولایت او معرفت داشتیم و امام را در كنار خودمان [میدیدیم] چون هست دیگر او كه هست او را كه نمیتوانیم بگوییم نیست، این مقدار را قبول میكنیم، این مقدار را قبول داریم، كه این ذوات مقدّسه اینها در قالب و كالبد و آن نمیدانم فضا و گنبد و صحن و سرا نمیگنجند، وجود اینها وجود ملكوتی است، وجود اینها وجود لاهوتی است، و وجود اینها وجود عِلّی برای تمام آثار و مظاهر عالم خلق است، در زیارت جامعه مگر نمیخوانیم: ارواحُكُم فِی الارواح وَ الاجسادُكُم فِی الاجساد؛ این خیلی عجیب است كه چطور ارواحكم فی الارواح خُب آن یك مطلب دیگری است امّا خُب چطور مسأله مسأله اجسادكم فی الاجساد، یعنی جسم ظاهری شما علت برای تكون اجسام ظاهری عالم وجود است، حالا آن ارواحكم فی الارواح كه روح شما در همه جا سریان دارد و جریان دارد و هر ذرهذره را كه نگاه كنی قبل از وجود آن ذره وجود شما باید در جلوی چشم و مرعی و منظر ما قرار بگیرد!
این لیوانی كه الآن دست من است، پیش از آنكه شما این لیوان را ببینید و آب در این لیوان را ببینید، حضور واسطه خلق و واسطه فیض را شما باید اوّل در این لیوان ببینید، بعد آنوقت ببینید خُب این ظهور به چه شكل است، استوانه است و در آن آب است و امثال ذلك، این نحوه وجود را اگر ما نسبت به امامعلیهالسّلام قائل بشویم آنوقت دیگر میتوانیم هر حرفی را بزنیم، میتوانیم هر كاری را دیگر بكنیم، میتوانیم هر عملی دیگر از ما سر بزند، یا نه، همین كه از داخل حرم درآمدیم و از داخل صحن درآمدیم دیگر تمام شد، خُب این پروندهاش جدا، هر كاری هم كه میكنیم از این به بعد دیگر جدا! این چیست؟ این همین معرفت شناسنامهای و معرفت ... این همینی است كه وقتی تا دم در میرسیم كلّهها اینجوری میشود، این، این است، همین كه دم در صحن و سرا میرسیم اشكمان میآید! خُب این اشك قبلًا نیامد چرا وقتی كه داشتی هر چی میگفتی و هر چی از دهنت درمیآمد آن موقع اشك درنیامد؛ هان؟ پس معلوم است آن وقتی كه داشتی این حرف را میزدی امامحسینی را در كار نبود، چون اگر امامحسین بود نمیگفتی، مراعات میكردی، حساب میرسیدی، این است كه بزرگان همیشه در قبال مقام و عظمت ولایت آن جنبه باطن و ولائی آنها مورد نظر بود، حالا امامحسین گنبد دارد، بارگاه دارد، امامرضا دارد خُب داشته باشد، نداشته باشد مثل اماممجتبی مثل امامسجاد مثل چیز نداشته باشد، تفاوت نمیكند، همانطور كه با امامرضا علیهالسّلام با سیدالشّهداء، با

