پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
5آمدیم و زمین یخ بود، سُر بود، اصلًا ما روی یخ حركت میكردیم، حتّی برف هم نبود، گفتم: آقاجان! این آخر درست نیست این قسم چیز كردن، شما دیسك دارید، آخر روی یخ كه دیگر چیز نیست، اگر یك وقت زمین بخورید ...! گفتند: آقا سید محسن من حرم را پیاده میروم هر چه میخواهد بشود، سوار ماشین نمیشوم! من حرم را پیاده میروم. و خُب درد داشتند و من خُب خیلی در این حركت خیلی مواظب ایشان بودم، خُب خودم داشتم میخوردم زمین، میگویم ما روی یخ حركت میكردیم دیگر، و تا اینكه خُب مسألهای اتّفاق نیفتاد و مشرف شدیم و ...
ایشان میفرمودند بعد از این جریان گفتند فلانی میخواهم یك قضیهای بگویم یك خرده بخندی، چند هفته پیش بود، چی بود، من چون قم بودم مشرف شدم بعد مشهد، میگفتند: رفتم و دیدم كه كمرمان درد میكند رفتیم پیش امامرضا گفتیم كه: امامرضا تو كه میدانی ما سوار ماشین بشو نیستیم، محض رضای خدا این كمر ما راخلاصه خوب كن كه ما درد كمر نكشیم، بیاییم هی اینجا برویم! بعد میفرمودند كه: امامرضا هم خلاصه آمد و غیرت كرد اصلًا امامرضا غیرت ... و وقتی آمدم بیرون دیدم درد ندارم، دیگر درد ندارم و الآن خوب خوب شدم دیگر اصلًا دردی احساس نمیكنم و خلاصه امامرضا بر ما ترحم كرد. ترحم كرد و خلاصه گفتم كه: میدانی من سوار ماشین بشو نیستم، محض رضای خدا این كمر مارا خلاصه این دردش را شما چیز بكن!
خُب اینها یك سَر و سِرهایی داشتند، دیگر ما چه میدانیم.
بعد خُب وقتی كه میرفتیم فرض بكنید كه حرم مشرف میشدیم، میدیدیم خُب همین ایشان همینطوری میآیند و میروند و در را میبوسند، زیارت میكنند و سرشان بالا، این چیزهایی كه خُب در بین سایر افراد است ما مشاهده نمیكردیم. و خُب حالا قضیه چیست؟ آیا آن كسی كه میآید و از داخل خیابان وقتی كه هنوز وارد محوطه حرم نشده حتّی وارد محوطه صحن نشده، كفشش را درمیآورد كه از داخل خیابان پابرهنه میآید در آن قسمت جلو و بعد وارد صحن و ... این حالا ولایتش بیشتر است؟ یعنی واقعاً این ولایتش بیشتر است؟ یا آن كسی كه فرض بكنید كه میآید و نزدیك حرم میرسد در صحن میرسد چهاردستوپا دیدم حالا بعضیها حالا در كربلا دیدم در مشهد ندیدم، ولی در كربلا و نجف چرا دیدم، چهاردستوپا بلند میشود میآید این یعنی خیلی دیگر به معرفت و مقام امام دیگر به حد تكامل رسیده كه حالا مثل چهارپایان اینجوری با چهاردستوپا باید بیاید این دیگر از نظر معرفت ولایی و بصیرت ولایی و رسیدن، این دیگر به نهایتش رسیده اینجوری است واقعاً؟! یعنی مطلب این است معرفت این است؟! یا اینكه بیشتر باعث تمسخر است، بیشتر باعث آبروریزی خود امام است! میگویند: نگاه كن این چه زائری دارد، زائر این همین است! كدام است؟

