پیام عاشورا عمل براساس رضا و خواست پروردگار متعال در همه شؤون زندگی
3آنچه را كه به دست آورده هنوز كافی نیست، هنوز به عمق مطلب نرسیده.
توفیقی به دست آمده بود یكی دو هفته پیش به عتبات مشرف شده بودیم، من شبها معمولًا عادتم این است وقتی كه یا حتّی در وقتی زیارت میكنم میآیم یك گوشه صحن مینشینم و یك ساعت، دو ساعت همینطوری تنها. میدیدم افراد میآیند میروند و وقتی كه نگاهشان به گنبد میافتد البتّه این قضیه در نجف اتّفاق افتاد ولی درب را نگاه میكنند، یك حالتی برایشان پیدا میشود انگار وارد یك فضایی شدند خودشان را جمع میكنند، سرشان را پایین میاندازند، خلاصه در خودشان فرو میروند، احساس میكنند اینجا باید یك مراقبت ویژهای و یك تواضع ویژهای از آنها بروز كند، آن ادب و آن تواضع و آن ارتباط با اینجا اقتضا میكند كه سر پایین باشد و حالتشان یك حالتی باشد سرشان را میگذاشتند و خُب میشناختمشان ... ولی وقتی نگاه میكردم میدیدم این دارد به در تواضع میكند، به سنگ و مرمر دارد تواضع میكند، به ضریحی كه این ضریح ساخته شده از نقره و آهن و چوب و اینهاست دارد تواضع میكند!
ما در روش بزرگان و روش اولیاء خدا یك همچنین حالی نمیدیدیم كه بیاید در حرم و سرشان را پایین بیندازند و حالا در خیابان كه راه میروند سرشان بلند است، همین كه به حرم میرسند سر پایین و نمیدانم دست به عصا و ... همانطوری كه در خیابان بودند، همانطوری هم وارد حرم میشدند، این كه ما میدیدیم و مشاهده [می كردیم] این بود میخواهم به یك نكته خیلی دقیقی در اینجا اشاره كنم آنی كه ما میدیدیم هم آقایحداد را دیدیم رضواناللَهعلیه، با ایشان اینقدر مشرف شدیم این حرم حرم سیدالشّهداء، حرم حضرت ابوالفضل سلام اللَه علیهما، نمیدانم حرم عسكریین سامرا، تشرف پیدا كردیم میدیدیم، میدیدیم همانطوری كه دارند در خیابان صحبت میكنند خُب این چیست و آن چیست، و همانطور هم خُب وارد حرم میشوند!

