کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان
7دارند، البتّه به من نشان دادند البتّه ما هم جزء مقصرین و مجرمین بودیم، البتّه بنده نفر اوّل بودم، نفر دوّم هم پدر مظلوم و بنده خدای ما، كه اینها اصلًا مسأله دارند، اینها اصلًا مشكل دارند، فكرشان این است، مرامشان ... یك قضیه اتّفاق افتاد، یك امتحان، البتّه بعداً آن بنده خدا پشیمان شد و توبه كرد و نامه توبه نوشت برای مرحوم آقا و گفت: من مثل همان حُر هستم كه آمد در چیز ... و توبه كرد، ولی مرحوم آقا به ایشان فرمودند كه: راه خدا همیشه باز است ولی شما به خاطر این كاری كه كردید دیگر از من استفاده نمیتوانید بكنید، بروید سراغ كس دیگر، ولی راه خدا باز است، هر كس توبه بكند راهش باز است ولی من دیگر نمیتوانم به شما خلاصه [استفاده برسانم]. همچنین مسائلی هم هست، همچنین قضایایی هم هست، توجه كردید؟ ولی آن بنده خدا توبه كرد و نامه نوشت و بنده هم نامهاش را دیدم.
علی كل حال، خُب ببینید چقدر مسأله فرق میكند، در زمان مرحوم آقا ما میدیدیم افرادی كه میآیند برای دیدن ایشان، خُب حالا یك نفر از یك جا آمده، از شیراز آمده، از تبریز آمده، از خارج آمده، فلان، خُب یك كسی كه میخواهد بیاید آقا راببیند مطلب ایشان را بشنود، یك ساعت، یك فرصتی، یك چند كلمه صحبت بگیرد، ببرد. من یادم است وقتی كه ایشان در ارتباط با اساتیدشان وقتی كه در كنار آنها مینشستند، تمام وجود ایشان فقط میشد چشم و گوش، انگار تمام سر و پا و دست و اینها تبدیل به چشم و تبدیل به گوش میشد و چنان دقیق میشدند، چنان دقیق میشدند در چهره آن اساتیدشان، من خودم شاهد بودم كه یك مرتبه میدیدم بعداً ایشان یك مطلبی را گفتند و فلان، گفتم: اصلًا نفهمیدیم. [ایشان گفتند:] ا! تو كه نشسته بودی؟ ایشان چه نكتههایی را با آن دقت و با آن ظرافت میگرفتند و به كار میبستند، خُب برای همین شدند آقای فلان دیگر، بیجهت كه انسان به جایی نمیرسد.

