کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان
3بیان میكند، مقلد كه میخواهد به این مسأله عمل بكند، تمام این احكام باید در راستای رساندن آن به بالاترین مرتبه از كمالات انسانی باشد. خُب كمالات انسانی هم مشخص است كه برگشتش به معرفت توحیدی به نحو اتم و به نحو اكمل است، این وظیفه، وظیفه اوست. البتّه خُب مطالبی در آنجا هست كه در اینجا جای صحبت نیست، به طور اجمال دین یك همچنین خصوصیتی را باید داشته باشد، یك همچنین شرائطی را باید داشته باشد. بنابراین هر راهی كه انسان بخواهد آن راه را برود و آن راه در این مسأله ناتوان باشد آن راه نمیتواند یك راه الهی باشد، هر مسیری، هر مبنایی، هر مكتبی، هر مدرسهای، هر جایگاهی، هر شخص مدعی. فرض كنید كه شخص مدعی برای رساندن افراد نیاز به این دارد كه خود او یك همچنین توانی داشته باشد برای اینكه به این نقطه بتواند برسد.
روی این اصل بالاترین مرتبه از حد كمال، رسیدن به آن حقیقت توحید و تجرد تام است و به دست آوردن سلطان معرفت چنانكه بسیاری از بزرگان از رسیدن به این مقام به این قسم تعبیر كردند. و این قضیه یك مسألهای است كه در وهله اوّل شناخت نسبت به راه را میطلبد كه انسان نسبت به راه چه شناختی دارد، چه مسألهای را در نظر میگیرد، تا چه حد نسبت به مسیرش اطّلاع دارد. اینكه بزرگان خیلی تاكید میكردند حتی به بنده میفرمودند كه: افراد را به این مسیر زیاد دعوت نكنید، بلكه درصدد باشید كه فهم آنها را بالا ببرید به خاطر همین نكته است، كه وقتی انسان نسبت به آن مقصدش، نسبت به آن مآلش، آن فهم كافی و آن بینش و بصیرت كافی را ندارد تبعاً اعمال و رفتار او در آن میزان و مرتبه مطلوب قرار نمیگیرد.
ما در زمان مرحوم آقا این مطلب را من گفتم، حالا یك مرتبه الآن به ذهنم آمد، دیدم كه تذكرش تذكر خوبی است، گرچه شاید دوستان این مطلب را شنیده باشند ما مشاهده میكردیم كه افراد در ارتباطشان با ایشان، دارای دیدگاههای مختلف هستند، بعضیها میآمدند به صرف اینكه فرض كنید این در زمان خُب اساتید ایشان هم بوده، همه بوده، در زمان ائمه هم بوده، یك مسأله، مسأله عادی نیست، علی كل حال افراد مختلف هستند، در دیدگاهشان مختلف هستند، در آن میزان فهمشان مختلف هستند و در آن كیفیت برداشتشان مختلف هستند. الآن ممكن است من این مطالب را میگویم دوستان برداشتهای مختلفی داشته باشند از صحبت من، یعنی وقتی كه من یك ساعت صحبت كردم تمام شد از رفقا اگر بخواهم یكی یك كاغذ دستتان بگیرید و در آن پنج دقیقه آخر خلاصه آنچه كه منظور من بود بیان كنید، خُب تبعاً یك اختلافهایی در این كیفیت ممكن است وجود داشته باشد، خُب هر كس برحسب آن اطّلاعاتی كه دارد و آن فهمی كه از مسأله دارد میتواند كلام انسان را بر طبق آن پیاده كند، و

